( 1 )
3 - كشورگشائيهاى معاويه
« معاويه » كه از وضع روانى سپاهيان عراق آگهى داشت و پستى و نافرمانى آنها را نسبت بمقام خلافت احساس كرده بود ، سپاهيان جسور و خونخوار خود را بسرزمينهاى اسلامى فرستاد و آنها ، شهرها را يكى پس از ديگرى اشغال مىكردند .
گروهى از لشكريانش را بمصر فرستاد همان ناحيهء زرخيزى كه « عمرو عاص » دينش را به آن فروخته بود . سپاهيان اشغالگر « معاويه » ، مصر را گرفتند و فرماندارش « محمد بن ابى بكر » را كشتند ، در مقابل عراقيها همچنان از فرمان امام سر مىپيچيدند و در برابر اين تجاوزكاريها ، خاموش و بىتفاوت بودند .
« معاويه » سپاهى ديگر بفرماندهى عنصر جنايتكار و پستنهادى بنام « بسر بن ارطاة » « 24 » بفتح حجاز و يمن فرستاد و آن سردار سنگدل
هامش
( 24 ) - ابن ابى ارطاة قرشى ، مرد جنايتكار و بىرحمى كه مرتكب گناهان و جناياتى شد كه در تاريخ كم نظير است ، از جمله دو كودك عبيد الله بن عباس را كه حاكم يمن بود بنام عبد الرحمن و قثم در دامان مادرشان سر بريد و خويشاوندى آنها را با پيغمبر رعايت نكرد و به قبيلهء همدان حمله كرد و مردهاشان را كشت و زنهاشان را به اسارت برد و آنها نخستين زنهاى مسلمانى بودند كه اسير شدند و همچنين افراد قبيلهء بنى سعد را كشت و جرائمى ديگر نيز مرتكب شد .
اين مرد تبهكار در جنگ صفين بمبارزهء امام آمد ، امام به او حمله كرد و نيزهاى حواله كرد كه بسر به زمين افتاد و عورتش را عريان كرد و امام از او روى برگردانيد حرث يكى از شعراى عرب در اين باره ميگويد :
آيا هر روز سوارهاى كه كارش به آخر نمىرسد عورتش در ميانهء سپاهيان نمايان ميگردد .
على ( ع ) نيزهاش را از او نگه مىدارد و معاويه در پنهان بچنين ماجرائى ميخندد .