بيشتر آماده شويم و بتوانيم گروه ديگرى را آماده كنيم كه عدهء مقتولين را جبران كنند و نبرد با دشمن امكانپذير باشد » .
بر اثر گفتار « اشعث » ، سپاهيان از اردوگاه بيرون رفتند و - بشهرهايشان بازگشتند و امام يقين كرد كه اينها از فرمانش سرپيچيدهاند و ديگر فرمانش را نمىبرند و ناچار بكوفه بازگشت . در اينجاست كه ميفهميم سپاهيان از جنگ بيزار و خسته بودهاند و به صلح و آسايش علاقه داشتهاند و هر چه امام آنها را بجهاد برمىانگيخته ، بسيج آنها امكانپذير نبوده است .
( 1 )
2 - مرگ فداكاران
امام در جنگهاى صفين و نهروان شخصيتهاى بزرگى از ياران وفادار و مؤمن و بلند پايهاى را كه به ايمان و اخلاصشان اطمينان داشت از دست داد ، آنها راد مردان فداكار و رشيدى بودند كه بازوان توانا ، انديشههاى ارزنده و ايمانهاى استوارى داشتند و باقيماندهء ياران بزرگ پيغمبر بودند ، ولى افسوس كه آسياى بىرحم و سنگين صفين آنها را در هم خورد كرد و اگر آنها در اين جنگ خونين و بىامان كشته نمىشدند مسلما چنين پراكندگى و شكستى نصيب سپاه امام نمىشد .
امام هميشه به ياد اين شهيدان فداكار بود و نامشان را به عظمت و نيكى ياد ميكرد و در اندوه دردناك مرگشان اشكها مىريخت و نالهها ميكرد و ميفرمود :
« چه زيانبار است كه برادران ما خونشان در صفين ريخته شد و ديگر امروز آن دوستان فداكار كه شربت اندوهها را مىآشاميدند و نوشابههاى تلخ و كدر ناكاميها را بسر مىكشيدند