( 1 ) آنگاه دست بر چهرهء مقدس نهاد و گريهاى طولانى كرد و بعد فرمود :
« آه و اندوه ! ! از مرگ برادرانى كه قرآن را خواندند و استوارش داشتند ، در فرمانهاى خدا انديشيدند و برپايشان داشتند ، سنت پيامبر را زنده كردند و بدعتها را نابود ساختند ، بجهاد دعوت شدند و پذيرفتند و با پيشوايشان پيمان بستند و نشكستند » .
در اينجا به خوبى مىبينيم كه چگونه امام از مرگ چنان ياران فداكار و با ايمانى مىنالد و مىگريد و اندوهى بزرگ بر قلبش كه سرشار از محبت و شناخت اين برگزيدگان و پاكان است سايه مىافكند ، همان قهرمانهائى كه در پرتو راهنمائيهاى معنوى و آموزشهاى ارزندهء امام ، بحقيقت پيوستند و براى فضيلت و كمال و پاكى و بلند مقامى ، نمونههائى بزرگ بشمار آمدند .
و چون اين رادمردان ارزنده در جنگ صفين در بستر شهادت آرميدند ، ديگر امام تنها ماند و گروهى نابكار و بىارج برايش باقى ماندند كه هرگز امام نميتوانست به اتكاى آنها ، آرمانهاى مقدسش را تحقق بخشد و باصلاح مجتمع اسلامى و اهتزاز پرچمهاى عدالت و برابرى بپردازد .
ولى « معاويه » در جنگ صفين چنين زيانى نديد و ياران فريبكار و همرازان دغلبازش برايش باقى ماندند و بعلاوه كسانى ديگر كه دل و دينشان را به دنيا فروخته بودند به او پيوستند و نيرومندترش كردند .
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 373
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٣٧٣