ما همگى آنها را كشتهايم و همگى خون آنها و شما را حلال مىشماريم .
( 1 ) امام شخصا به نزدشان رفت و خطابهاى مستدل بيان داشت و آنها را باشتباه و خطاكاريشان آگاه كرد و گفت :
« اى گروه جنگ طلب ! من شما را از اين ميترسانم كه فردا مردم بر شما لعنت فرستند ، شما در كنار اين نهر بدون هيچ دليل و سنتى موضع گرفتهايد . مگر نميدانيد من شما را از قبول حكميت بازداشتم و گفتم اين پيشنهاد ، فريب شاميان است و خبرتان كردم كه آنها طرفدار دين و قرآن نيستند و من آنها را از شما بهتر مىشناسم ، من كودكان و مردان آنها را از ديرباز شناخته و فهميدهام كه مردانشان بدترين مردان و كودكانشان بدترين كودكانند و همگى فريبكار و حيلهبازند ؟ ولى شما سخنم را نپذيرفتيد و از من جدا شديد و رأيم را كه همراه با خير و دورانديشى بود كنار زديد و نافرمانيم كرديد و بقبول حكميت وادارم ساختيد ، بعد از اين اجبار شرط كردم و تأكيد كردم كه حكمين متعهد شوند كه حكم قرآن را زنده نگهدارند و مخالف آن را اجرا نكنند ، ولى آنها رفتند و بر خلاف حكم قرآن و سنت رأى دادند و از روى هوس داورى كردند و ما هم قضاوت غلط آنها را بدور انداختيم و حال را به وضع نخستين بازگردانيديم ، پس حرف حساب شما چيست و چرا به اينجا آمدهايد ؟ » .
امام در اين گفتار خويش به آنها يادآورى كرد كه اصولا حكميت
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 365
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٣٦٥