خونشان را بريزيد ، اين يك زيانكارى آشكار است » . « 19 »
خوارج كه فهميدند در بحث و سخن حريف امام نيستند در بين خود فرياد زدند :
- با اينها حرف نزنيد و بحث نكنيد ، همه آمادهء جنگ شويد ، بشتابيد بشتابيد بجانب بهشت .
( 1 ) چون امام از راهنمائى آنها مأيوس شد و فهميد كه هرگز به راه حق بازنميگردند ، سپاهيانش را آمادهء جنگ كرد ، ولى به آنها گفت در حمله پيشدستى نكنند ، خوارج كه اين آمادگى را ديدند آنها هم مهياى نبرد شدند ، آنها اشتياقى وافر بجنگ داشتند و دلهاشان از عشق جنگ مثل تشنهاى كه شيفتهء آب گوارائى باشد ، هيجان داشت و در ميان خود فرياد ميكشيدند :
- كيست كه مشتاق بهشت باشد ؟ !
همگى جواب دادند ، حركت بسوى بهشت ، آنگاه حملهء زشت و خطرناكى را شروع كردند و با صداى بلند شعار ميدادند : « لا حكم الا للّه »
در اين معركه سپاهيان امام دو گروه شدند ، دستهاى بجانب چپ و گروهى بسوى راست يورش بردند و خوارج را در ميان گرفتند و با نيزه و شمشير بجانشان افتادند و بيش از يك ساعت نكشيد كه همگى را باستثناى نه نفر كشتند « 20 » .
هامش
( 19 ) - الامامه و السياسة .
( 20 ) - در ملل و نحل شهرستانى آمده كه از آن نه نفر دو نفر به عمان و دو نفر به كرمان و دو نفر به جزيره و يك نفر به تل موزون فرار كردند و عقيدهء خود را بين مردم اشاعه دادند تا بدعت خوارج بوجود آمد .