كه وظيفهء من است يعنى پدرى مهربان دربارهات انجام دادم و اصول ادب و اخلاق را فراهم آوردم .
( 1 ) « و تو اينك تازه بزندگى روى آوردهاى و فصل جوانى را آغاز كردهاى ، انديشهاى درست و جانى پاك دارى ابتدا ترا بتعليم كتاب خدا و مفاهيم آن و شرايع و احكام اسلام توجه مىدهم و از حلال و حرامش آگاه مىكنم و هيچكس را بمانند تو بچنين امتيازى نميرسانم .
« از آن ميترسم ، مواردى كه مردمان از روى هوا و هوس در آن اختلاف دارند ، بر تو اشتباه شود .
« در اين صورت ، استوار كردن حقايق دينى را براى تو اگر چه براى من ناراحتكننده باشد ، دوستتر دارم از اينكه عقايد دينى تو بگونهاى شكل پذيرد كه از اشتباه و هلاك ايمن نباشى .
« اميدوارم خداوند ترا در راه يا بى و سعادت توفيق بخشد و بمقصودت هدايت كند و ترا برعايت اين وصيت سفارش مىكنم .
پسرم ! بدان بهترين دستورى كه از وصيت من فرا مىگيرى پرهيزگارى و ترس از نافرمانى خدا و انجام فرائضى است كه بر تو خداوند واجب فرموده است و بايد از سرگذشت پيشينيان پند گيرى و شايسته كارى خاندانت را سرمشق خويش سازى ، زيرا آنها هرگز از بررسى و انديشه در روح و عمل خويش بازنايستادند چنان كه تو نيز در كار خويش مىنگرى و بسرانجام خود مىانديشى .
( 2 ) « آنها در نتيجهء ژرفانديشى خويش دريافتند كه چه وظايفى
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 236
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٢٣٦