چرا اين قدر بنعمتهاى جهان شادمانى مگر نمىبينى كه دوستان تو در گودال مرگ پوسيدهاند » « 36 » .
( 1 ) و دربارهء فريبخوردگان دنياى گذران فرمايد :
« به آن كس كه در اين جهان ناپايدار زندگى مىكند بگوى :
هنگام رفتن فرا رسيده است ، با دوستانت خداحافظى كن كسانى را كه ديدار ميكردى و با آنها سخن مىگفتى .
همگى در قعر گورها ، خاك شدند » . « 37 »
و بسيار به اين شعر آموزنده استشهاد مىجست و مىگفت :
« اى لذتپرستان اين جهانى ! بدانيد كه اين زندگى جاودانه نيست آن كس كه فريب اين سايهء گذران را بخورد ، نادان است » . « 38 »
اين آثار و گفتار نمونه روشنى از بىاعتنائى امام به دنيا دوستى و عشق بمظاهر و ظواهر آنست و نشان ميدهد كه او توجه به حياتى جاودانه و نعيمى ابدى دارد ، ديگر جهانى كه از اين دنياى گذران ارزندهتر است .
نمودار پارسائى امام روايتى است كه « مدرك بن زياد » « 39 » نقل مىكند و مىگويد :
روزى در باغ « ابن عباس » بوديم كه حسنين ( ع ) و پسران عباس وارد
هامش
( 36 ) - تاريخ ابن عساكر .
( 37 ) - المناقب .
( 38 ) - فصول المهمه .
( 39 ) - مدرك بن زياد يكى از ياران پيغمبر است كه در دهكدهء روايه از نواحى دمشق وفات كرد و اولين مسلمانى كه در آنجا دفن شد - الاصابه .