مىگفت : « لبيك اللهم لبيك » يعنى بلى خدايا ندايت را شنيدم « 27 » .
شايسته نيز همين بود ، زيرا اين آخرين مدرج ايمان و عقيده است و منتهاى شعار دوستى و اخلاص نسبت بذات پروردگار .
( 1 ) او خانهء خدا را پانزده بار « 28 » و بگفتهء ديگر بيست بار « 29 » پياده حج كرد درحالىكه اسبهاى نجيب را در برابرش يدك ميكشيدند و او با پاى طلب به بيت معبود مىشتافت . « 30 »
و چون از او پرسيدند ، چرا اين قدر پياده به حج ميروى ؟ فرمود : از خدايم شرم ميدارم كه با پاى پياده به زيارت خانهاش نروم . « 31 »
او با چنين اخلاصى ، به حق پيشواى پرهيزگاران و آقاى عابدان بود و با اين ايمان كامل ، چهرهء درخشان منيبان بود .
آنان كه به خدا روى مىآورند و جز از او نمىترسند و به غير او اميد نميدارند و جز به رازگوئى و بخشش خواهى و كسب خشنوديش به ديگرى انس نمىبندند .
حسن ( ع ) دو بار آنچه داشت از همهء اثاثهء گرانبهاى زندگيش در راه خدا بخشيد و سه بار دار و ندارش را به دونيم كرد و نيمى را در راه خدا بخشيد ، حتى يك كفش را نگه داشت و ديگرى را بمستمندان داد . « 32 »
از نمونههاى عبادتش آنكه هر شب سورهء كهف را تلاوت ميكرد « 33 »
هامش
( 27 ) - امالى صدوق .
( 28 ) - فصول المهمه .
( 29 ) - حيات الحيوان .
( 30 ) و ( 31 ) - اعيان الشيعة .
( 32 ) - اسد الغابه .
( 33 ) - تاريخ ابن كثير .