4 - وقار و هيبت
( 1 ) شخصيت ممتاز امام شايستهء آن بود كه چشمهاى مردم را از هيبت خويش پر كند و هيمنهاش بر جانها چيره گردد ، زيرا شخصيت پيامبر در وجود او تمثل و تجلى داشت و جلال و شكوه پيامبرى در چهرهاش نمايان بود چنان كه « و اصل بن عطاء » « 43 » دربارهء وقار امام و شخصيت و جلالش ميگويد : حسن ( ع ) چهرهء انبياء و فروغ بزرگان داشت . « 44 »
« ابن زبير » گفت : مادران فرزندى چون حسن در هيبت و بلندپايگى نزادهاند . « 45 »
شخصيتش آن قدر ممتاز بود كه چون بر در خانهاش فرشى مىانداختند و مىنشست ، عابران باحترام و تجليل موقعيتش از رفتن بازميماندند و در برابرش مىنشستند بطورى كه كوچه از انبوه جمعيت پر مىشد و امام بناچار به خانه بازمىگشت . « 46 »
و از پديدارهاى بزرگى و پايگاه بلندش اينكه به همراه برادرش حسين ( ع ) پياده به زيارت كعبه ميرفت و اسبها را در برابرش يدك ميكشيدند و او ميخواست كه راه كعبهء مقصود را با پاى خويشتن بپيمايد و اخلاصى
هامش
( 43 ) - و اصل بن عطاء بصرى از متكلمان بليغ و سخنوران بزرگ است كه از آراء متكلمان بزرگ كناره گرفت و فرقهء معتزله بكوشش او قوام يافت . از تأليفات او : اصناف المرجئه ، التوبة و معانى القرآن است .
در سنهء هشتاد هجرى در مدينه به دنيا آمد و بسال 131 در گذشت ( لسان الميزان ، جلد 6 ) .
( 44 ) - اعيان الشيعة ، جلد 4 .
( 45 ) - تاريخ ابن كثير .
( 46 ) - اعلام الورى .