بدهم وفا بسپاسگزارى تو است ، اگر اين اندك را از من بپذيرى و بار سنگين وظيفه و مسئوليت را از دوشم بردارى ، آنچه دارم به تو مىبخشم .
( 1 ) مرد گفت :
اى پسر رسول خدا عطايت را مىپذيرم و سپاسگزارت هستم .
امام نمايندهاش را خواست و فرمود : آنچه باقى مانده دارى بياور .
موجودى پنجاه هزار درم بود ! امام همه را بمرد محتاج داد و بعد گفت : آن پانصد دينار را چه كردى ؟
جواب داد حاضر است . فرمود : آن را هم بياور و به آن مرد نيازمند داد و از او عذر خواست . « 11 »
اينكه حضرتش فرمود هر چيز زيادى در برابر ذات خدا ، اندك است ، نمودار چنين بخشش بىنظيرى است ، زيرا او در راه خدا مىبخشد و از هيچكس پاداش و سپاسى نمىخواهد .
و از بخشندگيها و بزرگواريهايش حكايت كنند كه آن حضرت به همراه برادرش حسين ( ع ) و پسر عمويشان عبد اللّه جعفر « 12 » عازم سفر حج
هامش
( 11 ) - دائرة المعارف بستانى . احياء العلوم غزالى و در آنجا آمده است كه حضرت فرمود دو حمال بياور تا پولها را ببرد و عبايش را نيز بعنوان مزد باربرى به حمالها داد . غلامان حضرت گفتند ديگر چيزى براى ما باقى نماند . امام گفت اميدوارم خداوند پاداشى بزرگ عنايت فرمايد .
( 12 ) - « عبد اللّه بن جعفر بن أبي طالب » هاشمى ، مادرش « اسماء بنت عميس » بوده و در حبشه به دنيا آمد موقعى كه پدر و مادرش به آنجا مهاجرت كرده بودند . چون جعفر در جنگ موته شهيد شد ، پيغمبر دست بر سر عبد اللّه كشيد و دربارهء او دعا كرد و در بارهء عبد اللّه فرمود كه او در خوى و خلقت بمانند من است . روزى پيغمبر او را ديدند كه با كودكان معامله مىكند . فرمود خدايا به كسبش بركت بخش او از