( 1 ) امام همچنان نسبت بمرد شامى ملاطفت ميورزيد ، تا اينكه هوش از سر مرد شامى پريد و نميتوانست جوابى بگويد و متحير مانده بود كه چگونه با زبان دشنام گوى خود از حضرت عذر بخواهد و اينهمه ننگ و گناه را چطور از خود بشويد . پس با نهايت شرمسارى رو به امام كرد و گفت :
خدا ميداند كه پيامبرى را در كدام خاندان قرار دهد « 7 » .
امام با چنين رفتارى نمونهء عالى انسانيت كامل و رمز خلق عظيم بود كه هرگز خشمى او را از جاى بر نمىكند و ناخوشايندى به ناراحتيش نمىكشانيد .
حسن ( ع ) همهء بديها و زشتخوئيهاى بنى اميه را به شكيبائى و گذشت پاسخ ميداد چنان كه مروان به اين خوى پاك اعتراف كرد و روزى كه پيكر مقدس امام را به بقيع مىبردند ، مروان پيش دويد و جنازه را بر دوش كشيد .
سيد الشهداء ( ع ) به او گفت امروز پيكرش را به دوش مىكشى و ديروز خشم و اندوه بجانش مىريختى ، مروان گفت :
اين ارادت را به كسى ميورزم كه شكيبائيش بسنگينى كوهها بود .
تاريخ نمونههاى فراوانى از اخلاق كريمهء حسن ( ع ) را به ياد دارد كه همگى حكايت دارد كه او از پيشگامان اخلاق انسانى و بنيانگذاران فضائل و آداب و كمال بشرى بود و ما برخى از آن نمونههاى اخلاقى را در اينجا بيان داشتيم .
هامش
( 7 ) - مناقب ابن شهر آشوب ، در كامل ابن مبرد آمده است كه اعرابى گفت به خدا قسم در روى زمين كسى را باندازهء او دوست نمىدارم .