آن حضرت شمرده و فرموده است : «
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ »
.
يعنى همانا تو به اخلاقى بزرگ ممتازى .
( 1 ) پيامبر بنيروى همين اخلاق رفيع توانست تودههاى پراكندهء عرب را با آراء و عقايد گونهگونى كه داشتند فراهم آورد و آن همه دشمنىها و اختلافها را به وحدت كاملى در انديشه و عمل مبدل سازد .
از نمونههاى اخلاقى پيامبر آنكه اگر كسى به او دست ميداد دستش را رها نميكرد تا اينكه او رها كند و چون با كسى به مصاحبت مىنشست ، بر نمىخاست تا آن كس برخيزد .
او بديدار مسلمانان ناتوان ميرفت و بيمارانشان را عيادت مىكرد و در تشييع جنازهشان شركت مىجست . دعوت هر كس را مىپذيرفت و هرگز دعوت بردگان و فقيران را رد نميكرد « 1 » .
او مىكوشيد تا خاطرهها را خوش سازد و از بديها بپرهيزد و او در اخلاق نيكويش نمونهء رحمت خداوندى بود كه دلهاى دردمند و اندوهناك دردمندان را از اميد و شادمانى سرشار مىساخت .
اين اخلاق عالى و فضائل ممتاز به حكم ميراث از پيامبر بفرزندش حسن منتقل شد و در وجود او تمثل يافت . از نمونههاى اخلاقيش آنكه روزى بر گروهى از فقرا گذشت كه بر خاك نشسته بودند و تكه نانهائى را برمىداشتند و ميخوردند و از آن حضرت خواستند كه با آنها هم سفره شود . امام ( ع ) دعوتشان را پذيرفت و گفت خداوند متكبران را دوست ندارد . آنگاه آنها را بخانهء خود دعوت كرد و به آنها غذا و لباس داد « 2 » .
هامش
( 1 ) - مستدرك حاكم ، جلد 2 .
( 2 ) - اعيان الشيعة ، جلد 4 .