كه بيت المال حق آنها بود و خداوند چنين حقى را به آنها بخشيده بود بر اثر نابرابريها و ريختوپاشهاى خلافت عثمان ، همگى در چنگال بىامان فقرى سياه و محروميتى شديد دست و پا ميزدند و در پرتگاهى از بدبختى و ناكامى جان ميدادند .
( 1 ) همين تجاوز فاجعهآميز و نابرابرى ضد اسلام بود كه « ابو ذر » را برانگيخت تا برخيزد و صداى صريح و بلند خود را بر ضد عثمان و نظام ستمبار او بر آورد و غرشى سهمگين در برابر اين حكومت ضد مردمى برپا سازد .
چنان كه « استاد سيد قطب » مىگويد :
فرياد « ابو ذر » ندائى پرطنين از عمق نهاد اسلامى و جوششى از روح پرتوان تعليمات آن بود ، فريادى كه تباهكاران و تجاوزگران ، آن را خوش نمىداشتند و در همهء روزگاران گروه ستمگران از اين فريادهاى بيداركننده هراسناكند .
اين فرياد بلند و غريو سهمگين آنچنان مردم را بيدار ساخت كه توطئهء طمعورزان و مال اندوزان و غارتگران جامعهء اسلامى هرگز نتوانست آن را فرو نشاند و مطامع پرجوش دنياپرستان در برابر اين خشم پرتوان و مقدس در هم شكست و نقشههاى ضد مردمى آنها كه براى محو آثار عدالتى كه اسلام بر آن بنا شده بود ، بنابودى گرائيد . « 20 »
« ابو ذر » عقيدهء استوار دينى خويش را بيان داشت و ضمير زنده و صراحت لهجهء خود را در برابر خلافكاريهاى عثمان ابراز كرد .
عثمان كه از صراحت و قيام « ابو ذر » احساس خطر كرد ، « ابو ذر » را بشام
هامش
( 20 ) - عدالت اجتماعى .