فرستاد ولى « ابو ذر » در شام هم از مبارزه بازنايستاد و فساد دستگاه خلافت و زشتيها و پليديهاى حكومت معاويه را بر مردم شام بيان ميداشت و خطرهائى را كه سياست تباه بنى اميه براى عالم اسلام داشت ، يكايك بر مىشمرد .
( 1 ) چون « ابو ذر » در كاخ سبز ، بر معاويه در آمد ، گفت اى معاويه اگر اين كاخ را از مال خدا برافراشتهاى خيانت كردهاى و اگر از مال خود تو است ، اسراف ورزيدهاى .
او از تبهكاريهاى بنى اميه ، به اهل شام سخنها مىگفت و مىافزود به خدا قسم كارهائى بدست اينها انجام مىيابد كه هرگز در اسلام سابقه نداشته است و هرگز در كتاب خدا و سنت پيامبر از تجويز اين گونه عملهاى نادرست سخنى نيست . به خدا قسم مىبينم كه چراغ حقيقت خاموش مىشود و باطل زنده ميگردد و راستگو تكذيب مىشود و ناپاكان را براى اشغال مقامها بر ميگزينند و شايستهكاران مغلوب نادرستان ميشوند . « 21 »
« ابو ذر » همچنان مردم شام را بيدار ميكرد و شام را بر ضد معاويه بر مىانگيخت و معاويه را در اسرافكاريها و تجاوزگريهايش بپاى حساب مىكشيد بطورى كه نزديك بود اهل شام بر عثمان برشورند و كار خلافت را يكسره كنند .
معاويه ناچار به عثمان نوشت كه « ابو ذر » در شام كانون خطرى برپا كرده و خلافت تو و حكومت مرا به آتش كشيده است و عثمان نوشت كه او را به مدينه بازگردان .
« ابو ذر » را بر شترى كه پالانش چوبين بود ، نشانيدند و مردى خشن
هامش
( 21 ) - الانساب ، جلد 5 .