آزارى نمىهراسيدم .
و امروز اين چنين ، افتاده و ناتوانم كه از ستم مىپرهيزم و دشمن را فقط با ردايم از خويشتن ميرانم .
اگر قمرى شبها بر شاخه از اندوه مىنالد من سحرگاهان ناله سر مىدهم . پس از تو اندوه مرگ تو را همدم دارم و اشكهاى ديدگانم را زينت چهرهء خويش مىسازم « 10 » .
( 1 ) حسن ( ع ) به اين اندوه بزرگ مىنگريست و درد جانكاهى كه قلب مادر داغدارش را از هم پاره مىكرد ، آزارش ميداد .
او مادرش را ميديد كه تا پلكهاى ديدگانش توان داشت ، اشك ميريخت و آن قدر از هجوم ناملايمات و ستمها و اندوهها مىگريست كه در شمار پنج نفر گريان تاريخ جهان به حساب آمد آنها كه از شدت رنج و غم در ميان مردمان ، ضرب المثل همگان بودند « 11 » .
از شدت اندوه فاطمه گويند كه انس بن مالك « 12 » اجازه خواست تا او را بمرگ پدر تعزيت گويد و چون وارد شد فاطمه با آهنگى دردناك گفت : چگونه راضى شديد كه بر پيكر رسول خدا خاك بريزيد « 13 » .
روزى زنان پيامبر و گروهى از زنان مسلمان به عيادتش رفتند و به
هامش
( 10 ) - نور الابصار ، مناقب شهر آشوب .
( 11 ) - اين پنج گريان را آدم ، يعقوب ، يوسف ، فاطمه و سجاد ( ع ) ذكر كردهاند .
( 12 ) - انس بن مالك خادم پيامبر و از انصار است و رواياتى زياد از او نقل شده است . هنگام هجرت پيغمبر ، ده سال از عمرش مىگذشت و پس از رحلت پيغمبر در مدينه بود و بعد ببصره رفت و در همانجا بسال 93 هجرى در گذشت ( الاصابه ) .
( 13 ) - سنن ابن ماجه .