تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
به عظمتى [ 1 ] هرچه تمامتر به شهر شيراز درآوردند و چند روز طويهاى متعاقب كردند و اميرزاده عمر و نوكرانى را كه با او بودند ، جمله را پيشكشهاى پادشاهانه داد و طويهاى مناسب فرمود و لشكر را مواجب داده مرتب گردانيد و اميرزاده عمر را چندگاه نگاه داشت . چون زمستان بگذشت ، در اوايل بهار به‌طرف اصفهان روانه شدند و اميرزاده اسكندر نيز از طرف يزد بديشان پيوست ، مجموع متفق شده چون به حدود جربادقان رسيدند [ 2 ] اميرزاده ابا بكر را معلوم شد كه برادران اتفاق كرده به مدد اميرزاده عمر متوجه او گشتند . او نيز با لشكرى كه جمع توانست كرد ، متوجه ايشان شد و در حدود درگزين در اول ذيقعده سنه ثمان و ثمانمائه به يكديگر رسيدند به موضعى كه به حربره معروف است ، از توابع درگزين . دو لشكر چون دو درياى مواج صف در صف و قلب در قلب كشيده بر يكديگر حمله كردند : شعر
ذهاذه برآمد ز هردو سپاه * جهان شد ز گرد سواران سياه
صفها كشيده تيغ در يكديگر نهادند و چندان كشش و كوشش رفت كه شمشير آهنين دل بر جوانان طرفين خون گريست . از آن زمان كه تيغ صبح از نيام بام برآمد تا آن ساعت كه شادروان شام بازكشيدند ، از طرفين محاربت قائم بود و قريب چهار هزار آدمى از طرفين سوار و پياده به قتل آمدند و زخم خورده را خود عد و حصر نبود . چهارپايان بىخداوند مانده و اسبان زين در شكم آورده روى به كوه و دشت كرده ، لشكرها از طرفين متفرق شدند و هردو گروه از يكديگر هزيمت نمودند و هريك به‌طرف خود فرود آمد . [ 3 ] « 1 » روز ديگر على الصباح از طرفين آنچه مانده بود ، جمع شدند . اميرزاده
هامش
[ 1 ] . ت : از « و بازار جباخانه » تا اينجا ندارد . [ 2 ] . ت : از « و اميرزاده . . . » تا اينجا ندارد . [ 3 ] . ت : آمدند . ( 1 ) و اين نتيجه يكى از جنگهاى شاهزادگان تيمورى با يكديگر است كه چگونه در اين ميان چهارهزار مرد از طرفين كشته شد .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 77 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )