طرف مىبايد رفت تا سرداران و حكام اطراف به يكبارگى از ما مايوس نشوند .
بعد از آنكه اين طرف را ضبط داده باشيم ، اگر برادر و عمزادگان نصيحت قبول كرده اغرق و احشام ما روانه كردند ، فهو المطلوب ، و الا بعد از اين آنچه وظيفه است ، توان كرد .
بر اين اتفاق نموده و ايلچى پيش اميرزادگان فرستاد و به جانب آذربايجان مراجعت نمود . در منزل اول جمعى كه خواهان آن طرف بودند ، بگريختند و به جانب صفاهان [ 1 ] رفتند و همچنين تا دو سه منزل مردم مراجعت مىنمودند و اميرزادگان را بر آمدن ترغيب مىكردند و لشكرهاى ايشان قريب پنجاههزار [ مرد ] سوار و پياده بودند . اميرزادگان نيز گفتند فرصت غنيمت است كه ابا بكر روىگردان شد و پدر و مادر از او ناراضى و امرا و لشكريان دودل مخالف و دشمنان ممالك را متصرف شدهاند . به همه حال در عقب او رفتن از لوازم است . يكدل و يك جهت شده متوجه او شدند . اميرزاده ابا بكر به قروق [ 2 ] ارغون در ولايت سجاس رسيده بود كه خبر توجه ايشان به دو رسيد . مراجعت نمود . امرا و اناقان و ملازمان صلاح در آن ديدند كه پدر را به سلطنت نشانند و مطيع او شوند .
اميرزاده ابا بكر عزيمت اصفهان فرموده با لشكريان گفت كه در اين يورش با من موافقت و يك جهتى كنيد . اگر خداى تعالى مرا فرصت بخشد و دشمن خود را مقهور گردانم به هيچوجه از سخن شما تجاوز نكنم و آنچه صلاح دانيد ، به تقديم رسانم و به هر طرف كه خاطر شما خواهد ، روانه شويم . بر اين مقرر كرده متوجه اصفهان شد . در روز چهارشنبه غره ذيقعده سال مذكور [ 3 ] به حدود درگزين « 1 » به يكديگر رسيدند .
ذكر توجه اميرزاده عمر بهطرف اصفهان و فارس [ 4 ]
اميرزاده عمر چون به مراغه رسيد ، از آن جماعت و آن طرف مايوس گشت
هامش
[ 1 ] . ت و ل : اصفهان .
[ 2 ] . ت و ل : غروق .
[ 3 ] . ت : ذى القعده سنه ثمان و ثمانمائه .
[ 4 ] . ت : ندارد .
( 1 ) درگزين : ناحيهاى است در شمال همدان ، بين همدان و زنجان واقع است ( - حمد الله مستوفى - نزهه ص 82 ) .