ايشان برسند ، ما ايلغار « 1 » كرده بر سر اغرق اميرزاده ابا بكر كه در ساوقبلاغ [ 1 ] رى نشستهاند ، رويم و ايشان را به دست آريم .
بر اين قرار دادند و با سپاه آراسته و جلد از اصفهان بيرون آمده ، متوجه رى شدند . امراى ابا بكر كه در اغرق [ 2 ] او بودند ، اكثر به شراب مشغول بودند و از الوس و احشام دور تر فرود آمده و از اين واقعه و منصوبه « 2 » بىخبر كه ناگاه بغتة « 3 » اميرزاده عمر و اميرزاده رستم به سر ايشان رسيدند و مجموع را گردپيچ « 4 » كرده جنگى سخت كردند و خواتين و اطفال و قمّايان « 5 » و اسبان و استران و شتران نيكو گرفتند تا غايتى كه سلطان بخت بيگم و يك [ 3 ] حرم اميرزاده اميرانشاه بهادر از جلگاى سارى قمش رى كوچانيده بازگشتند . و توكل برلاس و اميرك منجان باوجود آنكه در غايت مستى بودند ، سوار شدند و شش قشون مرد مرتب كرده در عقب برفتند و بديشان رسيدند و جنگى عظيم كردند . اما چون لشكر اميرزاده عمر غلبه بودند ، هيچ چيز از ايشان نتوانستند ستد .
ايشان آن اموال و چهارپايان را به تمام به اصفهان رسانيدند و اميرزاده عمر از آنجا بهطرف شيراز رفت . اميرزاده پيرمحمد به خود استقبال او كرد و بازار جباخانه « 6 » كه ما بين درب سعادت و طبرك « 7 » است آرايشى به عظمت كردند و اميرزاده عمر را
هامش
[ 1 ] . ل : ساوجبلاق .
[ 2 ] . م : اقرق .
[ 3 ] . ت : يكى .
( 1 ) ايلغار كردن : راهپيمائى سريع ، حركت با سواران سبك اسلحه و تندرو ، تاخت ( احسن التواريخ ) .
( 2 ) منصوبه : برنامه پيشبينى شده ، طرح پيشنظر ( دهخدا ) .
( 3 ) بغتة : ناگاه ، يكبارگى ، دفعة ( غياث اللغات ) ، ناگهان ( نفيسى ) .
( 4 ) گردپيچ كردن : محاصره كردن مكانى دائرهوار ( دهخدا ) .
( 5 ) قما : ( مغولى ) زن غير محترمه مانند متعه و امثال آنكه مرد بر سر عقدى يا محترمهء خود گيرد ( دهخدا ) . كنيزك ( غياث ) به صورت : قمه / قوما هم ضبط شده است .
( 6 ) بازار جباخانه : ظاهرا بازارى بوده است كه قورخانه يا اسلحهخانه و يا انبار اسلحه در آن قرار داشته است . در كتاب آثار ملى اصفهان از « بازار تفنگسازها » گفتگو شده است اما مهرآبادى در آن كتاب مىنويسد از آثار عصر شاه عباس است ( ص 398 ) .
( 7 ) طبرك : همان قلعهء معروف طبرك يا سارويه بوده است . - هنرور ، گنجينه آثار تاريخى اصفهان ص 20