تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
اميرزاده رستم و اميرزاده اسكندر با يكديگر اتفاق كرده‌اند كه معاونت اميرزاده عمر كنند و اميرزاده عمر و اميرزاده رستم به سر اغرق اميرزاده ابا بكر كه در ساوق‌بلاق بوده‌اند ، رفته‌اند . اميرزاده ابا بكر اميرك منجان و جمعى امرا را پيشتر روانه كرد و در بيستم شعبان از تبريز روانه شد . لشكريان او در راه به هرچه رسيدند ، غارت كردند . كاروانى غلبه و جماعتى [ 1 ] خواجگان متمول از سلطانيه بيرون آمده بودند ، بديشان بازخورده مجموع را تالان « 1 » كردند و هرچه داشتند ببردند و به تعجيل تمام به سلطانيه رفت و از آنجا به‌طرف اصفهان روانه شد . در اوايل بهار چون به جربادقان « 2 » رسيد لشكرهاى اميرزادگان عمر و پير - محمد و رستم و اسكندر از آن طرف آمده بودند ، چنانچه ما بين فريقين دو سه منزل [ 2 ] بيش نبود . از جوانب مردم مىگريختند و اخبار به يكديگر مىرسانيدند . در اين اثنا خبر رسيد كه امير بسطام به تبريز آمده است امراى [ اميرزاده ] ابا بكر با يكديگر جانقى « 3 » كرده قرار دادند كه معاودت كنند . اميرزاده ابا بكر فرمود كه اگر حركتى خارج از برادر و عم‌زادگان صادر شد تدارك و تلافى آن به مكاتيب و نصايح توان كرد تا آنچه از آغرق ما برده‌اند ، باز فرستند . اما دار السلطنه تبريز و مملكت را كه به بسيارى زحمت و مشقت ميسر شده به ديگرى نتوان گذاشت . [ نظم
عروس ملك كه مهرش بريده‌اند به تيغ * به جز به تيغ مر او را طلاق نتوان داد ]
پيش از آنكه دشمن مستحكم گردد و از اطراف و جوانب بر او جمع آيند ، بدان
هامش
[ 1 ] . ت : ندارد . [ 2 ] . ت : دو منزل . ( 1 ) تالان : غارت و تاراج ، يغما ( آنندراج ) . ( 2 ) جربادقان : معرب گلپايگان است و به صورتهاى جرفادقان « جرپادقان » در متون فارسى ضبط شده است ، حمد الله مستوفى « گلبادگان » نيز ذكر كرده است ( - نزهه ص 75 و نيز بارتولد ، تذكره ، ص 195 ) . ( 3 ) جانقى : جانقى را چانقى يا جنقى هم گفته‌اند ، قبلا ذكر شد كه معنايش : مشورت ، كنكاش جمعى باهم ، شورى ، مشاوره ، مىباشد ( احسن التواريخ ) .