تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
انسانى است و مشعر به اخلاق ستوده و خصايل حميده [ 1 ] كه احسن نعوت « 1 » آدمى است ، مقبل دلى كه جوامع همت بر اداى آن مقصور شناسد و محدود وجودى كه دواعى همت بر حفظ و ضبط آن مصروف دارد . چنان كه تبعيت رسل فرض عين است و تصديق رسالت ايشان واجب و لازم در محافظت فرمان غايت جهد بذل كردن و در استنجاح « 2 » مقاصد و حاجات و استفتاح « 3 » ابواب طلبات آن را كار بستن عين فرض ، آرى : [ 2 ] شعر
نصيحت گوش كردن نيك‌بختى است * خنك آن كو نصيحت گوش دارد كسى پند خردمندان كند گوش * كه حظ از راى و عقل و هوش دارد
حضرت [ 3 ] سلطنت شعارى بر رجاحت عقل و سماحت خلق و صدق و وفا و اتساع عرصهء كرم و ارتفاع ذروهء همم او آفرين كرد و امداد كرامات دربارهء او مبذول داشت و اعيان دولت و اركان مملكت و ساير رعات و رعيت فارس را در موالات و مطاوعت او ترغيب و تحريض نمود . چون اميرزاده بدان امر خطير متعين شد ، اهالى ممالك [ 4 ] فارس به خدمت درگاه همايون كه طاق ايوانش فرق فرقدان سايد و ذروهء اين سقف فيروزه به آن ذره نمايد ، روى نهادند . سروران اطراف و گردنكشان اكناف در حريم حرمت بارگاه معظم كه هميشه كعبه و مزار بنى آدم باد ، طواف كردن گرفتند ، حياتى تازه و عيشى [ 5 ] نو به مكان او در اجرام و اجسام اهالى فارس ظاهر شد . به همت [ 6 ] ملكانه و نظر پادشاهانه روز به روز رايت رتبتش افراخته‌تر مىگردد و قصر جلالش رفيع‌تر مىشود هماره در مسند عز و جلال دست برّ و نوال « 4 » گشاده و در عدل و انصاف باز نهاده
هامش
[ 1 ] . ت : حميده ندارد . [ 2 ] . ت : ندارد . [ 3 ] . ت : چون حضرت . [ 4 ] . ت : ندارد . [ 5 ] . ت : حيات و عيشى نو . [ 6 ] . م و ل : نهمت . ( 1 ) نعوت : ج نعت ، صفت ( نفيسى ) . ( 2 ) استنجاح : روائى خواستن ( منتهى الارب ) ، تنجح ( دهخدا ) . ( 3 ) استفتاح : نصرت خواستن ، فيروزى جستن ، خواهش فيروزى ، نصرت جستن ( دهخدا ) . ( 4 ) نوال : عطا ، بخشش ، دهش ( آنندراج ) .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 562 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )