خللى چند كه به سبب مرور عساكر و ياغيگرى حادث شده بود ، به قدر وسع و امكان به نيكوتر وضعى و خوبتر هيأتى به جاى آورد و شهر و ولايتى معمور گردانيد و تا در حيات بود ، حكومت اصفهان تعلق به دو داشت .
ذكر تفويض ممالك همدان و لرستان به اميرزاده بايقرا - غفر الله له -
چون اميرزاده بايقرا « 1 » در غرّه ريعان شباب در معرض ابطال رجال درآمده ، كارهاى مردانه كرد و در شمايل و عادات او دلايل مردانگى و مخايل فرزانگى پيدا بود و از حركات و سكنات او اساس بزرگى و توسم هنر هويدا ، حضرت سلطنت شعارى تربيت و عنايت فرموده چنانچه لايق معدلت و موافق [ 1 ] مرحمت باشد ، ايالت و حكومت ممالك همدان و قلاع بروجرد « 2 » و نهاوند و تمام [ 2 ] لرستان به دو ارزانى فرمود و فرمان داد تا در احراز مثوبات « 3 » و ادخار « 4 » خيرات جد بليغ نمايد و سعى نجيح پيوندد و نيكوكارى و كمآزارى را بضاعت آخرت و زاد معاد سازد و رعايا را كه به جهت ايشان در دنيا موصى و موكوليم « 5 » و در عقبى مواخذ و مسئول خواهيم بود ، به اصناف عواطف و معدلت و الطاف عوارف و مرحمت مشمول و محفوف گردانيده همت بر آرامش جهان و آسايش جهانيان مقصور و موقوف دارد تا هر روز قصر قدرش مشيّدتر و مبانى جهانبانى اكيدتر شود . سخن مظلومان و
هامش
[ 1 ] . ت : لايق و موافق .
[ 2 ] . ت : تمامت .
( 1 ) اميرزاده بايقرا فرزند عمر شيخ ميرزا فرزند تيمور ( - نسبنامه بخش اضافات ) .
( 2 ) بروجرد : بروجرد از شهرهاى قديم ايالت جبال است ، آن را وروگرد يا بروگرد گفتهاند ، در البلدان و حدود العالم و نزهه شرح داده شده است ، ( حدود العالم ص / 141 ) حمد الله مستوفى - نزهه - ص 78 . بروجرد از شمال به شهرستان خرم - آباد و از مشرق به اراك محدود است .
( 3 ) مثوبات : ج مثوبه ؛ جزاى نيكى و اجرت عبادت در آخرت ( غياث ) .
( 4 ) ادخار : اذخار ، ذخيره كردن ، ذخيره نهادن ، اندوختن ، جمع كردن ، انبار كردن ، پسانداز كردن ( دهخدا ) .
( 5 ) موكول : واگذارشده ، محولشده ( دهخدا ) . موصى و موكوليم : اين كار به ما سپرده شده .