صفاى عقيدت آفريدگار - جلت قدرته و عمت نعمته « 1 » - سجدات شكر به جاى آورده در وظايف خضوع و خشوع افزود . اصناف الطاف و انواع اصطناع دربارهء رعيت و رعات « 2 » و ضعفا و فقرا فرمود ، اشارت « كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته » « 3 » پيش چشم آورد ، از آن جمله [ مبلغ ] صدهزار دينار كپكى [ 1 ] نذر مزارات فرمود كه به فقرا و مستحقان رسانند و از مال يونتئيل « 4 » كه در حوزهء ديوان اعلا - اعلاه اللّه تعالى - بود ، ثلثى به رعايا بخشيد تا از سر اطمينان خاطر و سكون و فراغت به دعاى مزيد عظمت لواى دولت روزافزون كوشند ، چه دعاى مسلمانان و همت مستضعفان در اين باب اصلى [ 2 ] معتبر است ، اللهم استجب . لاجرم به يمن اين شمايل گزيده و خصايل [ 3 ] پسنديده كه بدان از سلاطين جهان مستثناست ، بل جهانداران گيتى را متبوع و مقتدا ، هر روز آثار لطايف و انوار عواطف ايزد تعالى و تقدس بر احوال ملك و دولت پيداترست و اعلام نصرت و رايات مكنت در اطراف ربع مسكون فيروزتر و خاص و عام در گلستان عدل و احسان ، بلبلسان ثناى دولت مىسرايند و به صد زبان چون سوسن دعاى مملكت مىگويند ، روى به نظم و نسق كار ديوان و تربيت و تدبير آورد و به ضبط ممالك و حفظ مسالك و رعايت اوليا و اهانت اعدا اشتغال نمود و تدارك و تلافى خللى چند كه در ايام هرجومرج حادث شده بود ، به خوبترين وجهى به جاى آورد . از تجلى نور عدل و تباشير صبح انصاف [ 4 ] آتش فتنه انطفا « 5 » پذيرفت ، وجود ظلمات ظلم از عرصهء زمانه منتفى گشت و مضمون اين كلمات به رعاياى ممالك [ 5 ] رسانيد كه نيكبختترين پادشاهان بر
هامش
[ 1 ] . ت : ندارد .
[ 2 ] . م : اصل .
[ 3 ] . ت : خصال .
[ 4 ] . ت : « انصاف » ندارد .
[ 5 ] . ت : رعايا و ممالك .
( 1 ) - ص 158 .
( 2 ) رعات : ج راعى ، نگهبان ( آنندراج ) ، نگهدارندگان ( معين ) .
( 3 ) همهء شما شبانيد و همه شما مسئوليد از رعيت خود . ( اين حديث مروى از پيامبر اكرم است و در مسند احمد بن حنبل ج / 2 ص 108 و صحيح بخارى باب جمعه / 11 ) با ضبط « كل راع مسئول عن رعيته » آمده است .
( 4 ) يونتئيل : تركى ، نام سال هفتم از دورهء اثنا عشرى كه سال اسب باشد . ( نفيسى ) .
( 5 ) انطفاء : فرو مردن آتش چراغ ، خاموششدگى ( دهخدا ) .