تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
لباس صبح ز عكس شفق ملون گشت [ 1 ] * جهان ز مشعلهء آفتاب روشن گشت [ 2 ]
عساكر منصوره پاى در كوچه [ 3 ] غارت نهادند ، رجاله لشكر و ساقهء سپاه در شهر ريختند و دست به نهب و تاراج برآورد
« يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ
هامش
6 * » « 1 » بر اهل صفاهان ظاهر شد . چندان زواهر جواهر و كنوز نقود و ظرايف حلى و لطايف اوانى و ظرايف ظروف و نفايس فروش و نضايد « 2 » اسلحه و غرايب « 3 » اقمشه و عجايب امتعه و رقاق « 4 » بنات و عناق « 5 » خيول به‌دست لشكر افتاد كه تعداد آن از حيز استقصاى احصا بيرون است [ وعدّ آن از حد امكان اعداد افزون ] . كثرت آن ثروت هنگامه آز در دلها شكسته و عدت آن غنيمت دروازهء نياز بر نفوس فروبسته . چون حضرت سلطنت شعارى را اين فتح دست داد ، در فراغت و خوشدلى و شادمانى و كامرانى پشت به مسند سلطنت باز نهاد و داد خويش از ايشان و داد ايشان از خويش بستد و بداد و رسم ظالمان متهور و قانون عادلان مخير برداشت و بنهاد .

ذكر احوال اميرزاده اسكندر بعد از فتح شهر [ 4 ] اصفهان

چون اميرزاده اسكندر قلعه بازگذاشت و بگريخت ، خبر او معلوم كردند كه به كدام طرف رفته است . جمعى بر عقب رفتند و او را پيدا ساخته پيش بندگى حضرت آوردند . بعد از آنكه او را پيش آوردند ، هرچه بندگى حضرت از او سؤال فرمود ، [ 5 ] [ 1 ] . ل : شد . [ 2 ] . ل : شد . [ 3 ] . ت : كوى . [ 4 ] . ت : ندارد . [ 5 ] . ت : كرد . [ 6 ] * قسمتى از آيه 34 سوره 80 . ( 1 ) روزى كه شخص از برادرش و مادرش و پدرش بگريزد . ( 2 ) نضايد : ج نضيده ، بالش و هر چيزى از رخت كه پر كرده شود ( فرهنگ نفيسى ) . مرتب شده ، پهلوى هم چيده شده ، آماده شده ( فرهنگ جامع ) ( المنجد ) . ( 3 ) غرايب : ج غريبه ، چيزهاى نو و نادر ( آنندراج ) . ( 4 ) رقاق ، ج رقيق : بنده‌ها ( المنجد ) . ( 5 ) عناق : خيول ، اسبان برگزيده و گرامى ( فرهنگ جامع ) .