هم گرفتندى و در يكديگر آويخته تا مدت پنجاه روز بدين طريق در مصادمت و مكاوحت گذرانيدند .
ذكر اخبارى كه در آن ايام از اطراف ممالك به درگاه عالم پناه رسيد . [ 1 ]
از جانب ماوراء النهر از پيش امير و اميرزاده عالم و عالميان - مغيث الحق و الدين - الغ بيك گوركان - خلد الله ملكه - شيخوى قراوناس در ظاهر سپاهان [ 2 ] به اردوى همايون رسيد و حكايت كشته شدن امير موسى و امير محمد تابان و امير على قوجين بر دست اميرك احمد - چنانچه در حكايات اوايل اين سال تقرير داده آمد - به عرض رسانيد . حضرت سلطنت شعارى را از قتل امرا تاسف بسيار روى نمود و كوفته خاطر گشت . فرمود كه حالا قضاياى عراق در پيش است ، چون از اين مهم فراغى حاصل آيد و رايات همايون به مستقر دولت نزول فرمايد ، تدارك اين معنى كرده آيد . نوكر مخدومزاده - مغيث الحق و الدين - الغ بيك گوركان را رعايت نموده بازگردانيد .
ديگر در خلال اين احوال نوكر پكنه بخشى از شيراز رسيد و خبر رسانيد كه امير لطف اللّه بن بابانتمور امير جلبانشاه را به قتل رسانيد و سبب آن را چنين تقرير كردند كه بعضى چنان به امير لطف اللّه رسانيدند كه جلبانشاه [ 3 ] خروج خواهد كرد و شيراز را باز گرفت . « 1 » لطف اللّه نادان بىآنكه تحقيق كند آن دروغ باور كرده [ 4 ] و فرصتى نگاه داشته امير جلبانشاه را به قتل رسانيد ، اكابر بايد كه در قضايا تامل و تانى نگاه داشته البته از تعجيل در مهمات و قضايا دورى جويند و در سخنى كه به عرض ايشان رسانيد ، انديشهء بليغ بفرمايند و تفحص ما لا كلام بجاى آورند . بعد از آنكه نيك و بد و راست و دروغ و قصد و غرض مقرر آن معلوم فرمايند ، بعد از آن حكم فرمايند تا در ميان جهان و جهانيان به جهل و نادانى مشهور و معروف نگردند
هامش
[ 1 ] . ت : « به درگاه عالم پناه » ندارد .
[ 2 ] . ت : صفاهان .
[ 3 ] . ت : از « را به قتل رسانيد » تا اينجا ندارد .
[ 4 ] . ت : لطف اللّه تحقيق اين سخن ناكرده اين معنى باور كرده
( 1 ) ظاهرا بايد « شيراز را بازخواهد گرفت » باشد .