در خلال اين احوال ناگاه ناخبر از طرف بوانقار يك دروازه گشاده قريب سيصد سوار مسلح بر گستواندار بيرون آمدند و يك بار بر لشكرى كه در برابر ايشان بود ، حمله كردند . امير الياس خواجه از آن طرف نزديك بود . فى الحال سوار گشته در مقابله ايشان آمد و بسيارى را از ايشان به قتل رسانيد و باقى منكوب و مخذول به شهر مراجعت نمودند . اما امير الياس خواجه را نيز زخم رسيد .
بعد از آن بندگى حضرت فرمود تا تمامت ديوارهاى حصار [ 1 ] را به طناب پيموده بر امرا بخش كردند و فرمان فرمود تا چنان محافظت نمايند كه من بعد كسى بىخبر بيرون نتواند آمد . تومان تومان و هزاره هزاره ديوارهاى حصار را قسمت كرده ، سپاهى :
شعر
زيادت ز مور و فزون از ملخ * گرفته همه كوه و هامون و شخ « 1 »
در يكشنبه چهاردهم ربيع الاول سنه سبع عشر و ثمانمايه بر مثال طوق پيرامن شهر اصفهان فروگرفتند و چون هاله به گرد قمر به اطراف آن محيط شد .
ذكر فتح دار الملك شيراز و سبب آن
در پنجشنبه هژدهم ربيع الاول مذكور خبر رسيد كه اهالى فارس چون از مقدم همايون خبردار گشتند و از نواسم « 2 » دولت حضرت سلطنت شعارى بوئى به مشام ايشان رسيد و امارات فتح و نصرت معاينه ديدند و مخايل ادبار از وجنات صفحات احوال مخالفان مشاهده نمود ، شيخ محمد سارق كه حاكم و داروغه شهر بود اميرزاده اسكندر او را در شيراز گذاشته با اصول و اكابر و اشراف شهر مشاورت
هامش
[ 1 ] . ت : ديوارها و حصارها .
( 1 ) شخ : كوه ( برهان ) ستيغ ( نفيسى ) .
( 2 ) نواسم : ج نسيمه ؛ نسيمها .