تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
نموده فكرى عاقلانه كردند و گفتند شك نيست كه حضرت سلطنت شعارى فتح [ 1 ] اصفهان خواهد فرمود و بعد از آن اين بندگان را [ به ] ضرورت بدان درگاه طلب دارند . اگر پيشتر كسان فرستيم و دولتخواهى و يك جهتى عرضه داريم ، خدمتى به جاى آورده باشيم . چون براين انديشه يك جهت گشتند ، كسانى را كه مظنه آن بود كه در اين امر با ايشان مخالفت كنند ، مقيد گردانيده مثل شيخ يساول و يوسف قورچى و داراب كه معتمدان اميرزاده اسكندر بودند و پسر اميرزاده اسكندر و پسران امير عبد الصمد [ را ] گرفتند و خطبه و سكه آن ممالك به نام و القاب همايون زيور سر منبر و شرف روى دنانير گردانيدند . تحف و هدايا به حسب [ 2 ] اقتضاى وقت و حال و اندازه توان و امكان به درگاه عالم پناه فرستادند و اظهار اذعان و انقياد نمودند . حضرت سلطنت شعارى را چون حقيقت اين معانى به تحقيق پيوست ، پكنه بخشى و لطف الله بن بابانتمور را به ضبط اموال و حكومت آن ديار مقرر گردانيده بدان طرف روانه فرمود و امير محمد صوفى ترخان را با چلبانشاه برلاس بفرستاد كه پسر امير و اميرزاده اسكندر و پسران امير عبد الصمد را به اردوى همايون رسانند . در خلال اين احوال سلطان شاه چهره را كه عمدهء نوكران وعده استظهار ملازمان اميرزاده اسكندر بود و يك برج از بروج اصفهان به عهده و اهتمام او بود ، نوكران سلطان شاه نمك به حرامى كرده [ 3 ] [ تختابوقا و آلتون اشق ] او را كشته متوجهء درگاه عالم پناه گشتند . هر روز و هر ساعت همچنين از نواحى اصفهان و از شهر نيز نقصانى و خللى بديشان مىرسيد و قوت و شوكت لشكر منصور [ 4 ] - نصرهم الله تعالى - زيادت مىشد و هر روز عساكر منصوره جنگ پيش مىبردند و عساكر اصفهان كه لاف مبادرت و تصلف جلادت ايشان به سمع قريب و بعيد رسيده است ، هر روز بل هر ساعت به مقاومت و جدال پيش آمدندى ، همه با كسوت مقاتلت و سلاح محاربت و اسباب مصاف و امور هيجا و به زخم تير [ از دور ] يكديگر را نگاه مىداشتند ، چندانكه كار از تير و كمان به تيغ و سنان رسيدى ، ريش و گريبان
هامش
[ 1 ] . ت : و گفتند شك نيست ( ؟ ) كه حضرت سلطنت شعارى آمده و شك نيست كه فتح . [ 2 ] . ل : به جهت . [ 3 ] . ت : « نمك بحرامى كرده » ندارد . [ 4 ] . ت : منصوره .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 538 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )