نظم
و اذا اراد اللّه رحلة دولة [ 1 ] * من دار قوم اخطاؤا التدبيرا « 1 »
* * *
زه از گوشه چو خواهد تافتن سر * پديد آيد ز آهنگ [ 2 ] كمان ور
حاصل قصه آنكه مخالفت و مكاوحت ظاهر گردانيده خطبه و سكه آن ممالك به نام خود كرد و راههاى خراسان را فرمود تا مسدود گردانيدند و به سرحدها سوار تاخت فرستاد تا غايتى كه از جانب رى سوار ايشان تا به سمنان رسيدند و قريه صوفىآباد « 2 » را غارت كردند و از جانب بيابان به قهستان درآمدند . اما مردم آن سرحد واقف بودند ، زيادت خرابى نتوانستند نمود و جمعى خوشآمد گوى بى - عاقبت كه به سبب معاش ناپسنديده خود از اين حضرت در وهم بودند ، او را بر مخالفت و منازعت مىداشتند و او را خود در اين معانى به كسى احتياج نبود . در عنفوان جوانى و زندگانى [ 3 ] و ريعان كامرانى به گنج و سپاه مغرور و به تاج و سرير مسرور ؛ مشاطهگان هوا و هوس صور آمال و امانى [ 4 ] و عروس جاه و جوانى را در نظر او جلوه داده و شياطين شهوات جسمانى و لذات نفسانى در بادخانهء خيال و آشيان دماغش بيضه نهاده روز در تجرع « 3 » كووس « 4 » اقداح « 5 » راح به رواح مىرسانيد و شب در اعتناق گلرويان و التذاذ به تقبيل سمنبويان صباح به صباح مىپيوست .
هامش
[ 1 ] . م و ل : تدبيره .
[ 2 ] . م و ل : در آهنگ .
[ 3 ] . ت : « و زندگانى » ندارد .
[ 4 ] . ت : « و امانى » ندارد .
( 1 ) وقتى خدا اراده كند دولتى را از خانهء قومى ببرد ، آنان در تدبير خطا مىكنند .
( 2 ) صوفىآباد : دهى است از دهستان سرخه بخش مركزى شهرستان سمنان ( فرهنگ آباديهاى ايران ص 299 ) صوفىآباد در 12 كيلومترى جنوب باخترى سمنان در 5 كيلومترى ايستگاه بيابانك قرار دارد . - عبد الرفيع حقيقت - تاريخ قومس ص 228 .
( 3 ) تجرّع : جرعه جرعه خوردن آب و مانند آن ( منتهى الارب ) .
( 4 ) كؤوس : جمع كأس ؛ جامها .
( 5 ) اقداح : ج قدح ، كاسههاى بزرگ ، پيالهها ( معين ) .