تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
امير محمود زيادت از پنج شش كس نماند [ 1 ] تا متوجه دروازه كنگان « 1 » شد و گفت : بيرون دروازه را احتياط كنيم . چون از دروازه بيرون رفتند ، مظفر فراهانى امير محمود را بگرفت و جمعى از لشكريان اميرزاده اسكندر به مشورت مظفر فراهانى لعين [ 2 ] در خانقاه خواجه على صفى كه بيرون همين دروازه است ، مترصد بودند ، بيرون آمدند و در شهر ريختند و امير محمود را گرفته به پاى قلعه بردند . خواجه محمد از گرفتن برادرزاده خود واقف نشد [ 3 ] و در قلعه چندان كس نمانده بود كه محافظت قلعه توانند كرد ، چه اكثر مرم را خواجه مظفر به شهر برده بود . خواجه محمد رهبة « 2 » لا رغبة دروازهء قلعه گشوده بيرون آمد . او را گرفته به اصفهان پيش اميرزاده اسكندر بردند . اميرزاده اسكندر او را و برادرزاده‌اش را بعد از تعذيب بسيار به قتل آورد و حكومت قم به عبد اللّه پروانچى فرمود و ضبط اموال را حسب - المعاهدة « 3 » به مظفر فراهانى داد . و اميرزاده اسكندر در اين سال تختگاه خود اصفهان را ساخت و اكثر عراق عجم و تمامت ممالك فارس در تحت ضبط آورد .

ذكر احوال آذربايجان و امير [ 4 ] قرا يوسف در اين سال مذكور

امير يوسف در اواخر سنه اربع عشر [ و ثمانمائه ] [ 5 ] در الاطاق ييلاق كرد و در اوايل سنه خمس عشر و [ ثمانمائه ] [ 6 ] به ولايت دياربكر دررفت كه امير قرا عثمان در آن ديار [ 7 ] بود و چندگاه بود كه اسم سلطنت به نام پسر خود پير بوداق كرده بود - چنانچه ذكر آن گذشت - در اين ايام طوى عظيم كرد چنانچه يك‌هزار گوسفند و
هامش
[ 1 ] . ت : تا با امير محمود پنج و شش كس زيادت نماند . [ 2 ] . ت : « فراهانى لعين » ندارد . [ 3 ] . م و ل : شد . [ 4 ] . ت : ندارد . [ 5 ] . م و ت : ندارد . [ 6 ] . م و ت : ندارد . [ 7 ] . ت : جانب . ( 1 ) دروازه كنگان : اين دروازه در قم مشخص نشد ممكن است همان « كميدان » باشد كه امروزه زمينى مزروعى وصل به شهر است . - على اصغر فقيهى - تاريخ مذهبى قم ص 12 . ( 2 ) رهبة : ترس ( نفيسى ) ، رهبت ، بيم . ( 3 ) حسب المعاهده : طبق معاهده .