حكومت و وضع قانون معدلت و تقرير احوال ولايت آورده بر وجهى كه متضمن رفاهيت جمهور خواص و عوام باشد . بعد از آن متوجه بساط بوس حضرت سلطنت شعارى گشته نوكران نيك به محافظت آنجا تعيين فرموده در اوايل شهور سنهء ست عشر و ثمانمايه به دار السلطنهء هرات - صينت عن البليات - رسيد و به نوازش فراوان مخصوص و منصوص گشت . بعد از آنكه چندگاه برآمد ، فرمان شد [ 1 ] كه حكومت و ايالت خوارزم و آن حدود تعلق به دو داشته باشد و آن ممالك را چنان كه از كفايت و كاردانى او آيد ، ضبط نمايد . امير شاه ملك بر موجب فرمان [ حضرت سلطنت شعارى ] متقلد حكومت و متكفل امارت آن ديار گشته متوجه آن طرف شد و مدتهاى مديد [ 2 ] تا آخر ايام حيات آن ممالك در تصرف او بود و رعايا در مالش داشت [ 3 ] [ و السلام ] .
ذكر وقايعى [ 4 ] كه در فارس و عراق در اين سال هشتصد و پانزده به وقوع پيوسته است [ 5 ]
در اين سال اميرزاده اسكندر شهر قم بگرفت و خواجه محمد قمى كه حاكم قم بود ، گرفتار گشت و آن چنان بود كه اميرزاده اسكندر بعد از آنكه ممالك فارس و اصفهان در تصرف گرفت ، چند كرت ايلچى پيش خواجه محمد قمى فرستاد و او را طلب فرمود و نيز يكى از مردم او كه به غايت وجيه و خوش شكل بود ، همواره طلب مىداشت . [ 6 ] خواجه محمد به هيچوجه ملتفت نمىشد . [ 7 ] اميرزاده اسكندر لشكرى به جانب قم كشيد و به محاصره مشغول شد و چند قلعهئى كه در نواحى قم بود ، به اندك فرصتى مسخر گردانيد . چون قلعهء كيو [ 8 ] و غيره و در اين قلعه كيو [ 9 ] شخصى كه كوتوال بود از قبل خواجه محمد قمى ، على دمه سر نام ، او را گرفتند و قيد كرده به در قم بردند و در قم مردم جنگى سپاهى بسيار بودند . جنگهاى سخت كردند و اميرزاده اسكندر را در قم كارى پيش نرفت . باوجودى كه چند نقب بر ديوارها
هامش
[ 1 ] . ت : بعد از چندگاه فرمان شد .
[ 2 ] . ت : ندارد .
[ 3 ] . ت : « و رعايا در مالش داشت » ندارد .
[ 4 ] . م : وقايع .
[ 5 ] . ت : در اين سال واقع شد .
[ 6 ] . ت : از « و نيز يكى » تا اينجا ندارد .
[ 7 ] . ت : خواجه محمد بدان التفات ننمود .
[ 8 ] . ت : كهو
[ 9 ] . ت : كهو