شد ، مراجعت نموده در روز چهارشنبه بيستم رجب به تبريز نزول فرمود و از تراكمه و لشكريان كه به قشلاق قراباغ اران « 1 » بودند ، متردد خاطر شد كه مبادا از طرف شروان حركتى واقع شود . ترتيب لشكر كرده در روز دوشنبه ثانى عشر [ 1 ] ، شعبان سنهء خمس عشر و ثمانمايه از تبريز ايلغار كرده متوجه آن طرف شد . چون به قراباغ نزول فرمود ، ايلچىئى پيش امير شيخ ابراهيم فرستاد و نصيحت كرد كه صلاح مملكت در مصالحه است . امير شيخ ابراهيم لشكرى تمام جمع كرده بود و امير سيد احمد حاكم ولايت شكى و كستنديل گرجى و امراى گرجى [ 2 ] كه با او متفق شده [ بودند ] ، به استظهار و اعتضاد [ 3 ] ايشان به صلح راضى نمىشد . [ 4 ] امير يوسف در منتصف رمضان از قراباغ بر آب ارس [ 5 ] زده عبور فرمود و چون بدان طرف آب رفت ، لشكر امير شيخ ابراهيم در حركت آمدند و آتش حرب برافروخت . آخر الامر لشكر شروان منهزم شد . امير شيخ ابراهيم و برادرش شيخ بهلول و كستنديل « 2 » گرجى و برادرش و بيشتر سرداران گرجى [ 6 ] مقيد گشتند در يك لحظه به حكم قضاى كن فيكون طايفهئى مغبون و محزون و طايفه ديگر به وسيلت ظفر به مآرب و نجاح مقرون گشتند . امير يوسف بفرمود تا كستنديل و برادرش را با قريب سيصد نفر از نامآوران [ 7 ] گرج به تيغ آبدار به آتش دوزخ فرستادند و طعمه ذئاب « 3 » و عقاب گردانيد .
چون امير يوسف را چنين فتحى دست داد و جمعى كه سر به صلح او در نمىآوردند ، به حبس و قيد او مبتلا شدند ، بلدهء شماخى « 4 » را غارت كرد و از شروان
هامش
[ 1 ] . ت : عشرين .
[ 2 ] . ت : گرجستان .
[ 3 ] . ت : اعتقاد .
[ 4 ] . ت : شد .
[ 5 ] . ت : ارس خط خورده و بالاى آن فانيق نوشته شده است .
[ 6 ] . ت : گرج .
[ 7 ] . م : نام ناوران .
( 1 ) اران : ايالت اران كه در شمال رود ارس واقع بود اقليمى است از آذربايجان ( لسترنج خلافت شرقى ص 190 ) اينك جزء روسيه است . بنا به نوشته حدود العالم شهر بردع قصبه آنست . بار تولد ، تذكره ص 232 .
( 2 ) احسن التواريخ : كوستنديل ، والى گرجستان . ص 83 .
( 3 ) ذئاب : گرگها .
( 4 ) شماخى : شهرى است به ايالت « اران » كرسى ايالت شروان است ، حمد الله مستوفى آن را از قصبهء شروان مىداند ( نزهه ص 106 ) و نيز - بار تولد تذكره ص 218 و 231 .