تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
حياتش بتاريخ ثبات و دوام مورخ و نامهء سعادتش به خطوط جلال و كمال معنون « به حق الملك الرئوف الغفور و الشفيع المشفع يوم النشور » . [ 1 ] « 1 »

در اين سال هشتصد و پانزده مملكت خوارزم داخل [ 2 ] حوزه ديوان حضرت سلطنت شعارى شد و چون واقعات خوارزم در زمان اين دولت در اين كتاب مذكور نگشته از ابتداى جلوس همايون حكايت آن ولايت تقرير داده مىآيد و هو اعلم [ 3 ]

به وقتى كه [ حضرت ] [ 4 ] امير بزرگ صاحب قران - انار اللّه برهانه - به رحمت حق پيوست ، امير موسىكا به موجب حكم و فرمان آن حضرت ، حاكم خوارزم بود . چون خبر وفات حضرت صاحب قرانى شنيد و از اطراف خبرهاى فتنه و تشويش منتشر شد ، در اقامت و رحلت در آن مملكت متردد گشت . در اين اثنا جماعت تاتاران روم كه حضرت صاحب قرانى - انار الله برهانه - از ممالك روم - چنانچه در سال هشتصد و شش تقرير داده آمده است - كوچانيده به ممالك ماوراء النهر رسانيده بود ، به وقت سلطنت خليل سلطان بهادر از ماوراء النهر بگريختند . بعضى از ايشان به جانب خوارزم رفتند و ميان ايشان و امير موسىكا به محاربت انجاميد و تاتاران غلبه بودند ، نواحى شهر را غارت كردند . و امير ادكو كه امير الامراى شادى خان پادشاه دشت قفچاق بود ، طمع در مملكت خوارزم كرده از جانب دشت قفچاق متوجه شد . امير موسىكا صلاح اقامت نديد ، متوجه ماوراء النهر شد و جماعت تاتاران متفرق گشتند . امير ادكو خوارزم بگرفت در رجب سنهء ثمان و ثمانمايه و از امرا امير ايكا را به حكومت خوارزم تعيين كرد و خود به جانب دشت معاودت نمود . در اين اثنا جماعتى عراقيان كه پيش اميرزادهء كريم [ 5 ] خليل سلطان بهادر بودند و خليل سلطان از خزانه سمرقند زر بسيار بديشان داده بود ، در روز عيد رمضان سنه ثمان و ثمانمايه از حوالى سمرقند گريخته به‌طرف خوارزم رفتند و
هامش
[ 1 ] . ت : « و الشفيع المشفع يوم النشور » ندارد . [ 2 ] . ت : ندارد . [ 3 ] . ت : و اللّه اعلم . [ 4 ] . ت : ندارد . [ 5 ] . ت : ندارد . ( 1 ) به حق خداوندگار مهربان آمرزنده و شفاعت‌كننده روز رستاخيز .