مخدومزاده جهان و جهانيان سايه رحمت يزدان - مغيث الحق و الدين - الغ بيك گوركان - خلد اللّه [ تعالى ] ملكه - حامله گشته است . قبل از آنكه ميعاد وضع حمل شود ، از غايت شعف و اهتمام به حال آن باكورهء « 1 » كرم و فرماندهى و در صدف و مشيمهء « 2 » درياى شاهنشهى قاصدان فرستاده او را به دار الامان هرات - صانها اللّه تعالى عن الافات و البليات - طلب فرمودند . چون قاصدان [ 1 ] بدانجا رسيدند و فرمان همايون رسانيدند ، محفههاى پادشاهانه ترتيب ساخته با آقايان و خواجهسرايان و نوكران متوجه خراسان گشته ، چون به خراسان درآمدند ، [ از اين طرف ] آقايان و خواتين رسم استقبال به جاى آوردند . فرمان شد تا در باغ زاغان چهار طاقها و تعبيهها بسته اسباب طوى و ما يحتاج آن مهيا گردانيدند . خيمهها و خرگاهها با تختهاى زر و نقره به خوشههاى لعل و مرواريد مرصّع و مزين گردانيدند . آنچه در وعاى « 3 » وسع گنجد و دست اجتهاد به دامن آن رسد ، از اسباب عشرت و عيش مهيا شد .
لعابان شيرين حركات و مشعبدان چابك طرفات « 4 » هنرها مىنمودند و بازيها بيرون مىآورد . چند روز منجمان ماهر ملازم بودند تا در روز جمعه عاشر [ 2 ] جمادى الاول سنه خمس عشر و ثمانمايه موافق لوىئيل [ 3 ] « 5 » در اين مكان مبارك بيكى خانزاده همايون قدم از كتم عدم « 6 » به حيز وجود آمد و ديدهء جهانيان به جمال مباركش روشن گشت . در عقد زواهر شهريارى درى گرانمايه زيادت شد و طويله « 7 » جواهر جبارى را واسطهئى بيشبها درافزود . دايگان نيكو اخلاق چنانچه رسم پادشاهان است ، تعيين فرمودند . از نظارهء طلعت و مطالعهء ديدارش امهات و آباى علوى را ديده روشن و صحن باغ سينه نمونه گلشن گشت . مطربان نغمهسراى عالم بالا چنگ در
هامش
[ 1 ] . ت : قاصد .
[ 2 ] . ت : ثالث .
[ 3 ] . م و ت : لوئيل .
( 1 ) باكوره : تانيث باكور : اول از هر چيز ، نوباوه ، پيشرس ، نوبر .
( 2 ) مشيمه : پوستى است كه بچه در روى باشد در رحم ( منتهى الارب ) .
( 3 ) وعا : ظرف ( نفيسى ) .
( 4 ) طرفه : بازيگر ، مشعبد ( آنندراج ) .
( 5 ) لوىئيل : پنجمين سال از دورهء دوازدهساله تركان ، سال نهنگ ( معين ) .
( 6 ) كتم عدم : جهان نيستى كه در پرده اختفاء است ( معين ) .
( 7 ) طويله : رشته ، سمط ( دهخدا ) .