تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
لشكرهاى پياده توقف نمودند و جمعى كثير از امرا ايلغار كرده در پى شاه بهاء الدين مىرفتند . چون به بدخشان رسيدند ، شاه بهاء الدين گريخته بود و به‌طرف كوههاى سخت رفته . عساكر منصوره بر عقب او روان گشته به كان لعل رسيدند و از آن گذشته به ولايت سغناق [ 1 ] و غند و پامير « 1 » درآمدند و آن مواضع منبع آب جيحون است . از آن موضع گذشتند . شاه بهاء الدين با معدودى چند به [ 2 ] كوهستان در رفت . احمال و اثقال ايشان مجموع به‌دست لشكريان افتاد . امرا در آن نواحى به كوههائى كه [ هرگز ] در خيال ايشان نگذشته بود كه مردم بيگانه بر آن توانند رفت ، درآمدند و مجموع آن ديار را به زير قدم درآوردند و بعضى را كه اقبال يارى كرد ، به خدمت مبادرت نمودند و دست در عروهء وثقى عبوديت زده به موافقت و مساعدت بندگان حضرت وسايل جسته به ايلى و انقياد پيش آمدند ، [ 3 ] به مال و جان امان يافتند و بعضى كه سر كشيدند ، با زن و فرزند و خان و مان برافتادند و [ كابيات القصايد فى الضماير و العقايد « 2 » متفرق جمع و متشتت شمل شد ] . لشكريان غنيمت بسيار گرفته از آن كوهستان مراجعت نمودند و به شهر بدخشان درآمدند و چند روز توقف نمودند و مجموع آن حدود را ضبط نموده در تصرف آوردند و حكومت آن ناحيت را به شاه [ سلطان ] محمود برادر شاه بهاء الدين كه پيشتر آمده بود و آثار اخلاص و يك جهتى ظاهر گردانيده ، ارزانى داشته آمد و فرمان شد كه ايشان در زير رايت اميرزاده اعظم ايجل [ 4 ] نويان باشند

ذكر ولادت خانزاده بيكى خلد اللّه عظمتها [ 5 ]

در اين ولا از جانب سمرقند خبر رسيد كه حرم محترم [ عالى ] مخدوم و
هامش
- ص 123 ) . امروز نيز مكان « كشم » در ولايت بدخشان در شمال‌شرقى افغانستان كنونى قرار دارد . [ 1 ] . ت : شغنان ، م و ل : سغنان . [ 2 ] . ت : بدان . [ 3 ] . م و ل : آمد . [ 4 ] . ت : اجيل . [ 5 ] . در حاشيه ت ( پيش از اين عنوان ) : آمدن حرم محترم اميرزاده الغ بيك و . ( 1 ) پامير : در جغرافياى حافظ ابرو اين موضع « بامر » ذكر شده است ( نسخه ملك ، بريتانيا ، ) ( 2 ) مثل بيت القصيده‌ها در باطنها و عقايد اشخاص .