تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
شرايط مهمات و استيفاى « 1 » مناظم ملمات او از روى شفقت و مرحمت در ذمهء همت خود از فرايض سرورى و لوازم ناموس شهريارى دانسته
« أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ
[ 1 ] » « 2 » را قدوه گردانيده اسباب سلطنت او مهيا ساخته لشكر و ساز و آلات جهاندارى ترتيب فرموده ترتيب اين معانى و تمهيد اين قواعد به تقديم رسانيده او را باز به طرف عراق روانه فرمود و اميرزاده اعظم [ 1 ] مشار اليه به استظهار شفقت و عنايت بندگى حضرت و يمن تربيت و تقويت مغبوط سلاطين عالم بل محسود كافهء امم متقدم گشت . حق جل و علا را كه سبب اساس عالميان است ، از مكاره « 3 » زمان در امان داراد - به حق الحق و اهله [ 2 ] « 4 » - در آن زمستان حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - در دار الامان هرات - صينت عن الافات [ و البليات ] - قشلامشى « 5 » فرمود .

ذكر توجه حضرت سلطنت شعارى به جانب مشهد مقدس رضوى على ساكنها السلام

بعد از چند روز كه چرخ دايره كردار گرد مركز خاك گشت و اجرام نورانى با اجسام ظلمانى زير و زبر برآمدند ، طليعهء سپاه سرما پشت به هزيمت داد و مزاج هوا روى به اعتدال آورد و نسيم صبا در تربيت اطفال ناميه [ 3 ] لطايف صنع و دلايل قدرت [ 4 ] فرا نمود و آفتاب نوربخش به دستيارى ابر گوهربار اظهار اسرار زمين بر دست گرفت به حمد اللّه از همه‌جانب فراغ كلى حاصل بود ، ازهار عزايم « 6 »
هامش
[ 1 ] . ت : ندارد . [ 2 ] . ت : به حق حقه . [ 3 ] . ت : نافه . [ 4 ] . ت : عدت . [ 1 ] قسمتى از آيه 77 سوره 28 . ( 1 ) استيفا : تمام فرا گرفتن ، طلب تمام كردن ، تمام گرفتن ( دهخدا ) . ( 2 ) - ص 22 . ( 3 ) مكاره : رنجها و سختىها و ناخوشيها ، جمع مكره و مكرهه ( معين ) . ( 4 ) به حق حق و اهل آن . ( 5 ) قشلامشى را به صورت قوشلاميشى هم نوشته شده : رفتن به قشلاق در زمستان ( معين ) . از قوشلامق است يعنى صيد كردن ، جانورها و پرنده‌ها ( فرهنگ شفيع ) . ( 6 ) عزايم ؛ عزيمة : اراده قوى ، قصد ، آهنگ ( دهخدا ) .