شرايط مهمات و استيفاى « 1 » مناظم ملمات او از روى شفقت و مرحمت در ذمهء همت خود از فرايض سرورى و لوازم ناموس شهريارى دانسته
« أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ
[ 1 ] » « 2 » را قدوه گردانيده اسباب سلطنت او مهيا ساخته لشكر و ساز و آلات جهاندارى ترتيب فرموده ترتيب اين معانى و تمهيد اين قواعد به تقديم رسانيده او را باز به طرف عراق روانه فرمود و اميرزاده اعظم [ 1 ] مشار اليه به استظهار شفقت و عنايت بندگى حضرت و يمن تربيت و تقويت مغبوط سلاطين عالم بل محسود كافهء امم متقدم گشت . حق جل و علا را كه سبب اساس عالميان است ، از مكاره « 3 » زمان در امان داراد - به حق الحق و اهله [ 2 ] « 4 » -
در آن زمستان حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - در دار الامان هرات - صينت عن الافات [ و البليات ] - قشلامشى « 5 » فرمود .
ذكر توجه حضرت سلطنت شعارى به جانب مشهد مقدس رضوى على ساكنها السلام
بعد از چند روز كه چرخ دايره كردار گرد مركز خاك گشت و اجرام نورانى با اجسام ظلمانى زير و زبر برآمدند ، طليعهء سپاه سرما پشت به هزيمت داد و مزاج هوا روى به اعتدال آورد و نسيم صبا در تربيت اطفال ناميه [ 3 ] لطايف صنع و دلايل قدرت [ 4 ] فرا نمود و آفتاب نوربخش به دستيارى ابر گوهربار اظهار اسرار زمين بر دست گرفت به حمد اللّه از همهجانب فراغ كلى حاصل بود ، ازهار عزايم « 6 »
هامش
[ 1 ] . ت : ندارد .
[ 2 ] . ت : به حق حقه .
[ 3 ] . ت : نافه .
[ 4 ] . ت : عدت .
[ 1 ] قسمتى از آيه 77 سوره 28 .
( 1 ) استيفا : تمام فرا گرفتن ، طلب تمام كردن ، تمام گرفتن ( دهخدا ) .
( 2 ) - ص 22 .
( 3 ) مكاره : رنجها و سختىها و ناخوشيها ، جمع مكره و مكرهه ( معين ) .
( 4 ) به حق حق و اهل آن .
( 5 ) قشلامشى را به صورت قوشلاميشى هم نوشته شده : رفتن به قشلاق در زمستان ( معين ) .
از قوشلامق است يعنى صيد كردن ، جانورها و پرندهها ( فرهنگ شفيع ) .
( 6 ) عزايم ؛ عزيمة : اراده قوى ، قصد ، آهنگ ( دهخدا ) .