تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
چون مدت مقام او در دار السلطنهء هرات مكثى يافت و منازع او به تربيت و عنايت مخصوص گشت و از امارت ولايتى كه متقلد [ 1 ] حكومت آن بود ، معزول شد ، [ 2 ] روزى چند دم الليل حبلى « 1 » مىزد و به لعل و عسى « 2 » تعلل [ 3 ] مىكرد تا به وقت توجه رايات نصرت شعار به جانب مشهد مقدس خبث باطن و رجس عقيدت و انديشهء خطا و راى ناصواب او را بر آن داشت كه بىاجازت از اردوى همايون تخلف نموده شيوهء خلاف و عصيان و راه ظلم و عدوان پيش گرفت و با فوجى از نوكران خويش كفران نعمت خدايگانى ظاهر كرده به جانب گرمسير متوجه شد . بعد از آنكه مواكب ميمون حضرت سلطنت شعار چند منزل كوچ فرموده معلوم شد كه مودود به يورت [ 4 ] خود فرود نيامده به هرات فرستاده تفحص نمودند كه سبب چيست و مودود از [ سر ] خبث عقايد خيالات فاسد به دماغ راه داده با جماعتى از مفسدان خليع العذار « 3 » لگام اضرار « 4 » بر سر خودرايى كشيده و پرگار مانند بر مركز خلاف چون دايرهء طريق سر گم پيش گرفته رشتهء سداد و زمام رشاد به‌دست اهرمن داده و اين خيال كژ در خاطر خود راست گرفته كه به‌طرف قندهار و گرمسير رود و در آن نواحى فتنه انگيزد . چون به منزل برسين [ 5 ] « 5 » رسيد ، جماعتى بلوچان كه على تيمور رئيس و مهتر ايشان بود ، به عزيمت شكار سوار شده بودند و جمعى پياده همراه [ با ] ايشان دوچار « 6 » افتاد . على تيمور به تفحص و استكشاف احوال او مشغول گشته ، از او سوال كرد كه بدين طرف [ 6 ] چگونه افتادى و كجا مىروى ؟ در جواب گفت : حضرت سلطنت شعارى عنايت فرموده اجازت معاودت با ولايت دادند . على تيمور
هامش
[ 1 ] . ت : متولى . [ 2 ] . ت : مقرون . [ 3 ] . م : تعللى . [ 4 ] . م : يرت . [ 5 ] . م و ل : برسنن . [ 6 ] . ت : طريق . ( 1 ) الليل حبلى : شب آبستن است ( المنجد ) . ( 2 ) لعّل و عسى : بود كه ، اميد است و بود كه ، باشد كه و اميد كه ( دهخدا ) . ( 3 ) خليع العذار : بىشرم ، ناپاك ، بىپرده ، متهتك ( دهخدا ) . ( 4 ) اضرار : گزند رسانيدن ، زيان زدن به كسى ، به دندان گرفتن اسب لجام را و خاييدن آن ( دهخدا ) . ( 5 ) برسين : موضعى بر سر راه هرات به غور قرار داشته است . خواندمير در وقايع سال 907 از اين موضع نام برده است ( حبيب السير 4 / 222 ) . ( 6 ) دوچار افتادن : روبرو شدن ( دهخدا ) .