در اين اثنا سادات مشهد غروى - على ساكنها [ التحية و ] السلام - به شاه محمد پيوستند و شيخ بر سيب [ 1 ] و ترسون كه يكى از امراى آن طرف بود ، به دو پيوست و در شهر هر روز فتنه و هر هفته قضيهئى واقع مىشد تا بدان رسيد كه دندى سلطان و فرزندان شاه ولد دل از بغداد برداشته بيرون آمدند و به جانب شوشتر هزيمت نمودند و شاه محمد شهر بغداد را مسخر كرد و تا غايت در تصرف اوست و پسر خود شاه على را با امير حسن آقا كه اتابك او بود ، به حكومت اربيل [ 2 ] تعيين كرد و بعد از آن قلعه هيت « 1 » نيز بگرفت و بعضى از بلوكات كردستان [ 3 ] نيز در حوزه تسخير آورد .
هامش
[ 1 ] . ت : ندارد .
[ 2 ] . م و ل : آوريل .
[ 3 ] . ت : كوردستان .
( 1 ) هيت : شهرى است بر كنار غربى فرات ، آبادان و حصارى استوار دارد حمد الله مستوفى آن را ذكر كرده است ( نزهه ص 49 ) .