قضاى حاجت و اجابت ملتمس اينجانب رد نفرمايد و نصيحت قبول كنند چه معلوم و محقق است كه شجرهء مخاصمت الا ثمره ندامت نياورد و تخم مكاوحت جز ريع غرامت ندهد و دنيا كراى « 1 » نزاع نمىكند ، على الخصوص شما را كه سوابق موالات [ 1 ] و لواحق مصافات در ميان بوده حق نمك و صحبت قديم ياد آورند و از طريق فساد به منهج سداد گرايند و با يكديگر طريق مدارا و سازگارى پيش گيرند تا مردم در ميان خراب نشوند و خونهاى ناحق ريخته نگردد . اگر چنانچه اين نصيحت به سمع قبول اصغا نمايند ، من قبول مىكنم كه فيما بعد « 2 » امير شيخ نور الدين بر امثال حركات گذشته اقدام ننمايد و از آنچه مقرر كرده [ 2 ] شود ، تجاوز ننمايد .
امير شاه ملك در جواب چنگيز اغلان فرمود كه شما را معلوم است كه هيچكس با بندگان حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - چندان تهور و تجبر « 3 » كه او را اتفاق افتاد ، در ضمير نياورده و بعد از آن يك سر موى از آن غرور و نخوت كه هفوت محض و زلت صرف است ، انحراف نجسته [ و از مظلمهء آن غايلهء بىطايفه استبداد بىبنياد پاى پس نكشيده ] امروز اگر راست مىگويد و سر صلح دارد ، مىيابد كه تومان آقا [ 3 ] و برادرش شيخ حسن و نوكرش شنكم و فرزندش محمود شاه را پيش ما فرستد تا ما بر سخن او اعتماد كرده صلح كنيم ، و الا اين سخن به جائى نمىرسد و اين مثل پيش او فرستاد كه « هركس شير گرم خورده است تا آب را پف نمىكند ، نمىخورد » . شيخ نور الدين ما را بسيارى بازى داده است بر سخن او اعتماد نمانده [ است ] .
چون از طرف امير چنگيز اغلان اين حكايت با امير شيخ نور الدين رسيد ، از اينجانب مايوس گشته ، علىكا نوكر امير عمر تابان را كه مدت چهار ماه بود تا گرفته بود و در بند داشت ، او را پيش امير موسىكا و امير دولتخواجه فرستاد كه
هامش
[ 1 ] . ل : حالات .
[ 2 ] . ت : گردانيده .
[ 3 ] . ت : آغا .
( 1 ) كراى كردن : ارزيدن ، قابليت داشتن ، سزاوار بودن ، لايق مراتب چيزى بودن ( دهخدا ) .
( 2 ) فيما بعد : از آن پس ( معين ) .
( 3 ) تجبّر : گردنكشى كردن ( غياث اللغات ) ، تكبر و خود را بزرگ نمودن ( فرهنگ نظام ) .