تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
مفسدان دست مطلق داشت و انوار اصطناع و آثار اجتهاد و سوابق مناصحت و لواحق ملازمت كه نويين اعظم - غياث الحق و الدين - امير شاه ملك را در حضرت امير صاحب قران - انار اللّه برهانه و ثقل بالحسنات ميزانه « 1 » - بوده و مجددا در حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه [ تعالى ] ملكه و سلطانه - بود ، چون آفتاب در انتشار و چون ذره در انتثار « 2 » از كلفت « 3 » شرح و بيان و سمت تقرير و عيان مستغنى است . امير اعظم مشار اليه در آن ممالك دست از آستين تدبير و شهامت و نفاذ امر و صرامت « 4 » بيرون كرده احوال آن طرف در سلك نظام منخرط گردانيد و به نسبت اميرزاده اعظم اعدل - مغيث الحق و الدين - الغ بيك گوركان - خلد الله [ تعالى ] ملكه - از كودكى [ 1 ] باز اتكاى او بوده و در مقام تربيت و نصيحت كه اكثر طباع را تلخ آيد ، خاصه پادشاهان و پادشاه‌زادگان [ را ] كه همه عالم را فرود خود بينند و اگر احيانا جهت مصلحتى خلاف راى او كرده باشد ، آن را اصحاب اغراض بر دليرى و سبك داشت [ 2 ] حمل كرده به صورتى ديگر باز نمودند و چگونه گمان توان داشت كه نصيحت و خدمت موجب عداوت گردد . شعر
دارو سبب درد شد اينجا چه اميد است * زايل شدن عارضه و صحت بيمار
فاما امثال اين قضايا از كيد حساد و مكر اضداد بعيد نيست ، على الخصوص جائى كه اغراض كلى و اسباب معتبر در ميان آيد مرغ در اوج هوا و ماهى در قعر دريا و سباع [ 3 ] در كوه و صحرا از قصد بدسگالان ايمن نتوانند بود ، بتخصيص بر درگاه پادشاهان و ملوك كه دائما در ميان ايشان حقد و حسد و بغض و عداوت است .
هامش
[ 1 ] . ت : خوردگى . [ 2 ] . ت : « سبك داشت » ندارد . [ 3 ] . ت : « صباع » ( ؟ ) . ( 1 ) - ص 10 . ( 2 ) انتثار : پراكنده شدن ، پراكندگى ( دهخدا ) . ( 3 ) كلفت : رنج ، مشقت ، زحمت ، تكليف ، درخواستن چيزى از كسى كه او را از آن رنج بود ( دهخدا ) . ( 4 ) صرامت : دليرى ، چالاكى ( منتهى الارب ) .