با بيلاكات مناسب مصاحب او پيش محمد خان فرستاد . بين الجانبين تمهيد قواعد مصادقت و تاكيد [ 1 ] بنيان موافقت دست درهم داد . محمد خان بر همان قول كه كرده بود ، به ولايت خود مراجعت نمود .
بعد از اين احوال از پيش اميرزاده اعظم الغ بيك گوركان - خلد اللّه ملكه - ملك يساول برسيد و سخنى چند مغشوش
« كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ
[ 1 ] » « 1 » رسانيد كه ميان اميرزاده الغ بيك گوركان و امير شاه ملك اندك تغيير [ 2 ] مزاجى پيدا شده است . حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - را اين معنى به غايت غريب و عجيب نمود ، چه كلى و جزوى آن طرف به اميد او گذاشته بود و او را در حدوث مهمات و نزول ملمات « 2 » باب احد و ركن اشد [ 3 ] و عماد ارفع دانسته و در تحصيل مراضى و تسهيل مباغى « 3 » آن فرزند آثار جد و امارات جهد از او مشاهده كرده وهنى در عزيمت حركت به جانب سمرقند به سبب مراجعت لشكر مغول راه يافته بود ، باز بندگى حضرت متردد شد در رفتن و نارفتن . اميرزاده اعظم امير سيد على ترخان را به جهت تحقيق آن اخبار به جانب سمرقند روانه فرمود و حضرت سلطنت شعارى به مقام اولنگ ججكتو « 4 » توقف نمودند تا امير سيد على برسيد . چون امير مشآر اليه [ 4 ] به [ بلده فاخره ] سمرقند رسيد و تفحص احوال آنجاى نمود ، از آنگاه باز كه حضرت سلطنت شعارى امير شاه ملك را منظور نظر عاطفت [ 5 ] و عنايت گردانيده در ممالك ماوراء النهر به نيابت فرزند اعز الغ بيك گوركان مقرر كرد امور جمهور به فكر صائب و نظر ثاقب او بازگذاشتند و او در مسند حكومت به امر و نهى و حل و عقد و قبض و بسط آن ممالك در اجلال اوليا و اذلال اعدا و صيانت مخلصان و اهانت
هامش
[ 1 ] . ل : تمهيد .
[ 2 ] . م : تغير .
[ 3 ] . م : ارشد .
[ 4 ] . ت : سيد على .
[ 5 ] . ت : ندارد .
[ 1 ] قسمتى از آيه 5 سوره 101 .
( 1 ) مانند پشم ( كمان ) زده شده .
( 2 ) ملمّات : ج ملمة ، بلا و مصيبتى شديد از مصائب دنيا ( دهخدا ) .
( 3 ) مباغى : مطلوبات ( آنندراج ) .
( 4 ) ججكتو : چچكتو : چيچكتو نيز خوانده شده است . خواندمير در وقايع سال 906 بر سر راه ميمنه در فارباب از سوى شمال به اين النگ اشاره كرده است ( حبيب السير 4 / 307 ) .