[ شعر ] [ 1 ]
روى بر هر طرف كه مىآرى * هم عنانند نصرت و ظفرت
چون به مرغاب رسيدند ، باز از پيش اميرزاده اعظم خبر رسيد كه مغولكان [ 2 ] به ولايت خود مراجعت [ 3 ] نمودند و صورت اين حال چنان بود كه چون محمد خان از تختگاه خود متوجه اينجانب گشت و به موضع علان باشى ما بين نيكى و صوران فرود آمد ، امير شيخ نور الدين به وى ملحق شد . در آن موضع چند روز توقف نمودند و در عواقب اين امر خطير تامل [ 4 ] نموده مقاسهء « 1 » مخاصمت و مناولت « 2 » و وخامت عاقبت معادات پيش خاطر آورده با اركان دولت و اعيان حضرت خود در امضاى آن كار مشورت نمود . آنها كه عاقل و كارديده و تجربه يافته بودند ، گفتند چه موجب است كه ما براى شيخ نور الدين از بهر خود و قوم و خلق خود دشمنان با قوت و خصمان با شوكت انگيزيم ؟ و در جنگ معلوم نيست كه غلبه و ظفر كدام طرف را خواهد بود و حالا مملكت ما از ايشان ايمن است . بهدست خود اين فتنه انگيختن و بلا بر سر خود آوردن ، هيچ عاقل رخصت ندهد . بعد از تفكر و تدبر راى جمله بر مصالحت مخمر و عزيمت بر موافقت مصمم شد . ايلچى حافظ نام مقرر فرمود و پيش امير شاه ملك فرستاد ، مضمون رسالت آنكه سابقا ميان ما عداوتى نبوده و اين زمان با تو دوستى مىكنيم و اگر اندك صورت نزاعى واقع شد بنابر غرضى فاسد كه مردم صاحب غرض و فتان در ميانه [ 5 ] مجال مداخلت يافتهاند . از آنچه گذشته پشيمان مىبايد بود . اگر ميان شما و امير [ 6 ] شيخ نور الدين نزاعى هست من او را حمايت نمىكنم ، شما دانيد .
چون ايلچى محمد خان پيش امير شاه ملك رسيد ، او را رعايت بسيار نموده قواعد مصادقت را استحكام داد و خوشدل [ 7 ] و خشنود بازگردانيد و نوروز بخشى را
هامش
[ 1 ] . ت : بيت .
[ 2 ] . ت : مغولان .
[ 3 ] . ل : رجوع .
[ 4 ] . ت : تاملى .
[ 5 ] . ت : ميان .
[ 6 ] . ت : ندارد .
[ 7 ] . ل : خوشدل ندارد .
( 1 ) مقاسه : همديگر را دشنام دادن ، اذيت كردن ، آزار كردن با كلام و سخنان زشت ( المنجد ) .
( 2 ) مناولت : دست دراز كردن ، دستدرازى .