تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
مواد اعتنا و تشييد مبانى عاطفت و مرحمت گشت و محل قبول يافته به تربيت و عنايت مخصوص و منصوص شد . بعد از آن از جانب سمرقند خبر رسيد كه امير شاه ملك به جانب مغولستان [ 1 ] رفته بود ، تاخت كرده [ 2 ] و الجاى بسيار گرفته [ و مرفه الحال بازآمده ] .

ذكر ياغىگرى امير شيخ [ 3 ] نور الدين كرت ديگر

و كيفيت اين واقعه چنان بود كه [ 4 ] چون امير شيخ نور الدين در حوالى سمرقند از پيش بندگان حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - در تاريخ نهم ربيع الاول سنه ثلاث عشر و ثمانمايه [ 5 ] - چنانچه ذكر آن گذشته است - منهزم گشت ، [ 6 ] همچنان سوداى استبداد در دماغ [ 7 ] بيرون نرفته دواعى خلاف در طى ضمير نهان و متمكن مىداشت و دائما كمر عناد بر ميان بسته و عنان طغيان به دست شيطان داده هر زمان سر راهى مىگرفت و از هر طرف فتنه مىانگيخت . نويين اعظم امير شاه ملك صورت اين واقعه پيش بندگى حضرت عرضه داشت كرد و از كيفيت خبث عقيدت و رجس مكيدت او باز نمود كه امير شيخ نور الدين ترك ياغيگرى نمىكند و بر خصومت و عداوت اصرار نموده عنان تمرد و استكبار بازنمىكشد ، آثار حقد و كينه به ظهور مىرساند . اگر فرمان شود ، لشكرهاى [ 8 ] آن طرف جمع گردانيده ، صوران « 1 » را محاصره كنيم ، يمكن كه به فر [ 9 ] دولت ابد پيوند - ثبتها الله تعالى - او
هامش
[ 1 ] . ت و م : مغول . [ 2 ] . ت : كرده باز آمد . [ 3 ] . ت : ذكر ياغى شدن شيخ . [ 4 ] . م و ل : « و كيفيت اين واقعه چنان بود كه » پيش از « ذكر ياغى . . . » آمده . [ 5 ] . م : 813 ، ل : اربع عشر و ثمانمايه . [ 6 ] . ت : « منهزم گشت » ندارد . [ 7 ] . م : در دماغ داشت و . [ 8 ] . م : لشكر . [ 9 ] . ت : به عز . ( 1 ) صوران : ظاهرا همان صبران است كه شرف الدين على يزدى از آن مكرر نام مىبرد ( ظفرنامه ج / 1 ص 204 و 317 ) ، فصيحى خوافى نيز به‌همين صورت صبران نوشته است ( مجمل ج / 3 ص 150 ، 206 ) صوران در شمال ترمد و در حدود 24 فرسنگى شمال آمودريا قرار داشته است ، ناگفته نماند كه صوران يا صبران همان « سوران » است و نيز - لسترنج - خلافت شرقى ص 517 و صفحه 839 همين كتاب زبدة - التواريخ .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 411 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )