نقش دنانير ساخته التزام باج و خراج نموده . چون قاضى به اردوى همايون رسيد و به بساط بوس حضرت اعلى مشرف شد ، مراسم آداب رسالت به تقديم رسانيد ، بندگى حضرت عز استماع و شرف اصغاء ارزانى فرمودند و او را به محلى مغبوط [ 1 ] و مكانى مرموق فرود آوردند . ملتمسات او به ايجاب مقرون گردانيد و بعد از چند روز به تشريفات گرانمايه و خلعت فاخره بهرهمند گشته اجازت انصراف و رخصت انعطاف يافته به ولايت خود معاودت نمود .
در خلال اين احوال حمزه چهره نوكر امير و اميرزادهء جوانبخت فروزنده تاج و تخت مغيث الحق و الدين الغ بيك گوركان خلد الله ملكه و يكى از مغولان كه از ميان مغول گريخته بود با خود رسانيد [ 2 ] و چنين تقرير كردند كه امير شيخ نور - الدين پيش محمد خان پادشاه مغولستان رفته و از آنجا شمع جهان با هژده [ 3 ] هزار مرد متوجه ولايت ماوراء النهر گشتهاند و قريب سيرام « 1 » رسيده و كيفيت اين واقعه در مفتتح « 2 » حكايات ماوراء النهر در اين سال مذكور مشروح گردد - انشاء الله تعالى -
و هم در اين ايام از پيش سلطان اويس پسر امير ادكوى برلاس از جانب كرمان قاصدى رسيد و خبر رسانيد كه اميرزاده اسكندر بعد از آنكه ممالك فارس و عراق به تحت تصرف درآورد طمع در مملكت [ 4 ] كرمان كرد و لشكرى مرتب ساخته متوجه اينجانب گردانيد و خود نيز متوجه گشته حالا بر ظاهر كرمان نزول فرموده و در آن نواحى خرابى بسيار كرده و مىكند .
باز نوكر اميرزاده اعظم الغ بيك گوركان - خلد الله ملكه - رسيد و يكى را كه از مغولستان گرفته بودند ، رسانيد و كيفيت اين اخبار نيز در حكايات ماوراء النهر تقرير داده آيد انشاء الله .
چون خاطر خطير را از جهت ماوراء النهر و لشكر مغول انديشهئى نماند ، لشكرها را اجازت انصراف و رخصت انعطاف به اوطان خود داده از عرصهء بادغيس
هامش
[ 1 ] . ت : محل مضبوط .
[ 2 ] . م : يكى از مغولان كه گريخته بود از ميان مغولان رسانيد .
[ 3 ] . م و ل : چند .
[ 4 ] . ت : ملك .
( 1 ) سيرام : بنا به نوشته بار تولد « اولياء آتاى » فعلى است . الغ بيك و زمان او ، ترجمه احمدىپور ، ص 89 .
( 2 ) مفتتح : آغاز ، ابتدا ، درآمد ، مدخل ( دهخدا ) .