شعر
ز حرص خدمت او سرنگون همى آيند * به وقت مولد از ارحام مادران اطفال
مثل ايلچى امير ادكو بهادر از ولايت اوزبك و دشت قفچاق و نوكر [ 1 ] امير شيخ ابراهيم از [ ممالك ] دربند « 1 » و شروانات و خويشان [ امير ] سيد عز الدين از هزاره جريب و فريم [ 2 ] و پسر امير سيد على كيا از بلدهء سارى و نايب امير حسن كيا از قلعه فيروزكوه « 2 » و امراى صدجات « 3 » از ولايت گرمسير و قندهار [ 3 ] در چند روز [ متعاقب بر تواتر ] [ 4 ] برسيدند و هريك بر قضيت صدق و اخلاص و فرط اختصاص عرضه - داشتها نبشته و پيشكشها فرستاده در پيش سرير اعلا - اعلاء اللّه تعالى « 4 » - رخسار خاك به لب ادب مقبل گردانيده [ و ] شرايط خدمت و عبوديت به جاى آوردند و بعد از اداى دوام دولت قاهره و تقبيل قوايم ثابته [ 5 ] اريكهء زاهره سخن امير و حاكم خود به عز عرض رسانيدند و زمين بارگاه آسمان قدر از جبين صفدران و نامداران مقبل و ملثوم « 5 » گشت . آرى :
هامش
[ 1 ] . ت : نوكران .
[ 2 ] . ت : « و فريم » ندارد .
[ 3 ] . ت : قندهار و گرمسير .
[ 4 ] . م و ل : چند روز متواتر .
[ 5 ] . ت : ثابت .
( 1 ) دربند : يكى از شهرهاى قفقاز و باب الابواب نيز گفتهاند ، و اصطخرى در طى ذكر ارمينيه و اران مىنويسد : دربند بر درياست و بر دو كرانهء دو سد بنا كردهاند بر آبى كه از دريا در شهر مىآيد و اين دو سد از سنگ و رصاص ساختهاند و بر دهانهء آب سلسله كشيدهاند كه كشتى به فرمان درآيد و برون شود - مجمل ج 2 ، ص 488 اضافات . لسترنج مىنويسد : آخرين نقطهء شمالى ايالت شروان همان دربند است ( سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 193 ) .
( 2 ) قلعهء فيروزكوه : قلعهاى است استوار ميان هرات و غزنين پايتخت غوريان بوده است .
ياقوت نيز آن را ذكر كرده است . جهت اطلاع از جغرافياى فيروزكوه - غوريان تأليف عتيق اللّه پژواك ، ص 9 تا 11 .
( 3 ) امراى فرماندهان صد نفر سپاهى ( فرهنگ اصطلاحات ) .
( 4 ) خداى تعالى برافرازد او را .
( 5 ) ملثوم : بوسه و بوسه داده شده ( غياث ) .