ذكر آمدن ايلچيان از اطراف به درگاه عالمپناه [ 1 ]
چون به مباركى و طالع ميمون به دار الامان هرات كه مركز دولت و مستقر سلطنت است ، نزول فرمود ، چنان كه دأب و عادت حضرت سلطنت شعارى است ، رايت عدل و انصاف برافراشت و نقش نيكوكارى و بردبارى بر صحايف اعمال و احوال خود نگاشت و رياض عالم را به رياحين آثار خوب خويش كه از زلال اقبال نضارت [ 2 ] يافته بود ، زينت و آرايش داد و در ممالك قواعد پسنديده و اساس گزيده نهاد . عالم از ميامن عدل و انصاف شهريارى روى به طراوت و آبادانى نهاد ، « عدل الملك [ 3 ] العادل خير من العبادة » ، و ارباب علم را كه از حضرت نبوت - عليه الصلاة و السلام - تشريف تعريف العلماء امنا اللّه على خلقه ، « 1 » يافتهاند و بر آستين مفاخرت [ 4 ] ايشان طراز « علما امتى كانبياء بنى اسرائيل » « 2 » كشيده از اعزاز و اكرام پادشاهانه به وافرتر نصيبى و كاملترين نصابى بهرهمند گردانيد .
شعر
ز رزق اهل هنر گر زمانه مفلس بود * آستانه در آن بقعه در ضمان آمد
به ميامن همت رنگ بر روى روز بازار فضل و براعت « 3 » باز آورد و در تشييد « 4 » اركان اسلام و بنيان شرع شروع از نوعى [ 5 ] فرمود كه خدّ ايام به نشر فضايل و ذكر محاسن آن مورد « 5 » ماند و در تجديد مراسم خيرات و معاهد حسنات سعى بر وجهى نمود
هامش
[ 1 ] . ت : « به درگاه عالمپناه » ندارد .
[ 2 ] . ت : نضارتى .
[ 3 ] . ت : ملك .
[ 4 ] . م : مفخرت .
[ 5 ] . م و ل : نوى .
( 1 ) علما امينان خدا هستند بر آفريدگان خداوند .
( 2 ) دانشمندان امت من مانند انبياء بنى اسرائيل هستند .
( 3 ) براعت : تمام شدن در فضل و درگذشتن از اصحاب در دانش و مانند آن ( منتهى الارب ) ، فصاحت ( دهخدا ) .
( 4 ) تشييد : استوار و محكم كردن ( غياث اللغات ) ، استوارى و افراختگى ( نفيسى ) .
( 5 ) مورد : گلگون و سرخرنگ ( غياث ) .