[ بيت
عالم ز عدل فتنه شكار تو ايمن است * گيتى ز خلق نافه گشايت معطرست ]
و قوت و استظهار [ 1 ] خاص و عام به انوار خورشيد معدلت و رافت يكى هزار شد و ساحت نيل امانى مجالى به غايت فسيح و عرصهئى بس عريض يافت .
بار ديگر اهالى سمرقند از چنگ نوائب و دست حوادث خلاص يافتند . خاص و عام ، وضيع و شريف شرايط تهنيت به جاى آوردند و بندگى حضرت سلطنت شعارى هريك را به اندازهء رتبت بر بساط قربت [ 2 ] مجال داد و رعايا و زيردستان از حدت انياب [ 3 ] « 1 » نوايب و ورطات [ 4 ] « 2 » اقدام حوادث صيانت [ 5 ] نمود و به آفتاب اشفاق و اشبال « 3 » ملال نجح و آمال ايشان روز به روز نورافزاى و بر افزون گردانيد و به اصناف بر و احسان آزادگان را در سلك بندگان و بندگان را در عقد آزادگان منتظم كرد .
شعر
احسن الى الناس تستعبد قلوبهم * و طآلما استعبد الانسان احسان « 4 »
و به اصناف لطايف و عواطف ناظم عقد امور و جامع شمل احوال جمهور خلايق گشت و ابواب فوايد و عوايد بر شريف و دنى و فقير و غنى گشاده آمد ، على الخصوص جماعتى كه در محافظت و نگاهداشت شهر سعى نموده بودند ، به زيادتى عنايت و
هامش
[ 1 ] . ت : وفور و استظار .
[ 2 ] . ت : قوت .
[ 3 ] . ت : ندارد .
[ 4 ] . ت : وطآت .
[ 5 ] . ت : حساب .
( 1 ) انياب : ج ناب ، دندانهاى نيشتر ، چهار دندان نشتر ( دهخدا ) .
( 2 ) ورطه : هلاكى و هر امر دشوار كه روى رهايى نداشته باشد ، هلاكت ، جاى هلاكت ( نفيسى ) .
( 3 ) اشبال : ريختن ، روان كردن ( المنجد ) .
( 4 ) نيكى كن به مردم تا بنده سازى دلهاى ايشان را و از ديرباز بنده كرده است احسان ، انسان را . اين بيت از قصيده معروف ابو الفتح بستى متوفى سنه 1 - 400 هجرى است مطلع آن اين است : زياده المرء فى دنياه نقصان ، و ربحه غير محض الخير خسران .
احمد الهاشمى - جواهر الادب ص 670 .