شعر
ايزدش يار و قضا رهبر و توفيق رفيق * بخت همراه و ظفر مونس و اقبال نديم
عنان جهانگشائى و ركاب فلكفرساى چون باد بر صوب خاك سمرقند تافت ، سر سنان آبدار در سينه مخالفان شكسته و روى شمشير آتشبار به خون معاندان خضاب كرده .
نظم
ز چنگال شيران برون كرده ملك * ز كام نهنگان برآورده كام
فوجى از حشم منصور در متابعت امير شاه ملك و امير يادگار شاه و امير موسىكا و سلطان بايزيد بن امير عثمان بر تعاقب هزيمتيان چون ابر و باد روان و پويان شدند ، [ 1 ] غنائمى كه در تصور اوهام نيايد .
ز خرگاه و از فرش و از سيم و زر * ز درع و ز خفتان و خود و سپر
به دست بندگان دولت افتاد .
در روز دوشنبه يازدهم ربيع الاول مذكور باز چتر هماى فر سايه بر محروسهء سمرقند انداخت و از شعاع آفتاب اعلام مهر سپهر آينهفام [ 2 ] نور افزود و از تابش [ 3 ] ماه خيام صد ماه و آفتاب از حدود آن طرف روى نمود .
شعر
ز ماه رايتش ار بهره داشتى خورشيد * در اجتماع چرا منكسف شدى از ماه
و اطراف بر و بحر ماوراء النهر به انوار انصاف و انتصاف آرايش يافت و اقطار شرق و غرب به محاسن كمال معدلت جمال گرفت و روضه دين و دولت از طيب هواى فراغ و رفاهيت معطر شد و بيضهء ملك و ملت از نفحات نسيم امن و سلامت معتبر گشت .
هامش
[ 1 ] . ت : و به فرمان شدند .
[ 2 ] . ت : منور .
[ 3 ] . ت : آرايش .