تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
و از آن طرف امير شيخ نور الدين با لشكرهاى آراسته چون مهر سپهر تيغ‌زن و سپردار و به سان شهاب و سماك نيزه‌دار و خنجر گزار دست راست چنگز - اغلان و امير عبد الكريم بن امير حاجى سيف الدين كه عمده‌كار وعده استظهار او بودند ، با قومى مستقبلان ضربت فنا و مستزيدان « 1 » شربت بقا و بر دست چپ اللّه داد امير خدايداد حسينى كه او را روى رزمهء « 2 » مردان ميدان مصاف مىشناخت و طراز حله‌گردان [ 1 ] روز رزم مىدانست و در قول امير شيخ نور الدين و اميرزاده اعظم محمد جهانگير چون كوه آهن و درياى موج‌افكن صف كشيدند و ميمنه و ميسره و قلب و جناح به يلان كارزارى و پيلان جنگى بياراست : با جمعى متعرض [ 2 ] گشتگان ايام حيات و متعلقان جام حمامات « 3 » كه هريك از ايشان پلنگى نهنگ آهنگ مىنمود و اژدهائى مردم‌ربا [ 3 ] را مىمانست ، در مواجه عساكر منصور صف‌آراى گشتند و در مقابلهء انصار دين و دولت اسباب مقاتلت راست كرد به وقتى كه هردو سپاه صف كشيده در برابر يكديگر رسيدند . امير شيخ نور الدين در حق امير مبشر بدگمان گشته او را به قتل آورد و روى سوى ميدان معركه كرد و آتش حرب بالا گرفت و نايرهء قتال و جدال در التهاب آمد . اللّه داد پسر امير خدايداد حسينى از جانب شيخ نور الدين جنگهاى مردانه كرد و اميرك احمد در مقابل او پيش رفته او را گريزانيد و بايدو را فرود آورد . جماعتى قوچينان گفتى [ از غايت حرص ] به مورد جنگ پيوند از حيات بريده‌اند و از كمال شره به موقف [ 4 ] كارزار مغفر بر سر و جوشن در بر بتفسيده و از نايرهء پيكار از خلق به جاى نفس آتش جست . در اين حال بندگى حضرت - لا زال مظفرا « 4 » - به خود آهنگ جنگ كرد و بهادران قول در حركت آمدند :
هامش
[ 1 ] . ت : گران . [ 2 ] . م و ل : معرض . [ 3 ] . ت : مردم رمار ( ؟ ) . [ 4 ] . ت : وقت . ( 1 ) مستزيدان : طلب زيادت‌كنندگان ( المنجد ) . ( 2 ) رزمه : بقچهء لباس . روى رزمه : مجازا به معنى بهترين نوع . ( 3 ) حمامات : ج حمام ، ج حمه : قضا و قدر مرگ ( منتهى الارب ) . ( 4 ) پيوسته پيروز باد .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 374 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )