اردوى همايون گشت و امير بابا تيمور خان را در سمرقند تعيين كرد [ 1 ] و باقى امرا و مردم سپاهى كه در سمرقند بودند اجمعهم متوجه بساط بوس بندگى حضرت گشتند و لشكرهاى قوجينان كه در حوالى كش بودند ، مجموع به اميرزاده اعظم - مغيث الحق و الدين - الغ بيك گوركان پيوستند و به اتفاق متوجه اردوى همايون گشت .
لشكرى بىشمار و حشمى نامدار زيادت از كواكب بروج و افواج ياجوج در سلك خدمت منتظم گشت [ 2 ] و عساكر منصوره - نصرهم اللّه تعالى - در كنار آب قشقه جمع گشتند . امير شيخ نور الدين نيز - چنان كه ذكر آن گذشت - مستعد جنگ و قتال گشته در حوالى قزل رباط و آب يام لشكرهاى خود ساخته گردانيده . چون رايات همايون متوجه او گشت ، ميمنه و ميسرهء خود تعبيه داد و قلب و جناحين به سوار و پياده مرتب و مزين گردانيد و شرايط سپاه [ 3 ] آرائى و مراسم لشكركشى به جاى آورده محاذات موازات مقاتله را در مقابله بايستاد ، خواص غلمان و عوام ملازمان و ملازمان عوام [ 4 ] كه داشت در حوالى او « صفا صفا » كله بستند
« كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ
« 1 » » و از اين طرف حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - :
بيت
بياراست از هر سوى مهتران * كه رفتند با لشكران گران
برآمد خروشيدن كرهناى « 2 » * به هامون كشيدند پردهسراى
اعلام خورشيد پيكر و رايات ظفر برافراختند ، بر دست راست اميرزاده اعظم اعدل جوانبخت - مظفر الدنيا و الدين - ابراهيم سلطان بهادر - خلد اللّه تعالى ملكه - و اميرزاده اعظم ايجل نويان « 3 » و امير مضراب بهادر و امير يادگار شاه و امير نوشروان با چهل امير قشون در كيجكه « 4 » ايشان اميرزاده احمد ميرك [ 5 ] و امير توكل برلاس
هامش
[ 1 ] . م و ل : كردند .
[ 2 ] . ت : شد .
[ 3 ] . ت : جنگ .
[ 4 ] . ت : « ملازمان عوام » ندارد .
[ 5 ] . ت : اميرك احمد .
( 1 ) كه گوئى بنائى استوارند .
( 2 ) كرهناى : شيپور ، بوق ( دهخدا ) .
( 3 ) ايجل نويان فرزند اميرانشاه گوركان ، صاحب رى در 817 ه . وفات اواخر محرم 818 ( - نسبنامه بخش اضافات )
( 4 ) اگر آن را گيجگه بدانيم كه همان گيجگاه باشد مجازا « در گيجگاه ايشان . . . » به معنى پيشانى قشون ، سر قشون است اما معناى كيجكه در فرهنگهاى لغت ديده نشد .