كنار آب به موضع كلف [ 1 ] « 1 » نشستهاند و اين بنده با امير نوشروان متوجه سمرقند گشت .
چون رايات همايون به منزل قليله رسيد ، از پيش امير مضراب بهادر خبر آمد [ 2 ] كه امير شيخ نور الدين به ترمذ آمده است و آن چنان بود كه چون امير شيخ نور الدين بر لشكر امير شاه ملك ظفر يافت ، اميرزاده [ 3 ] رستم طغابيوقا « 2 » را به بخارا فرستاد تا آن نواحى را ضبط كند و چنگز اغلان را به كش ، و خود متوجه سمرقند شد . چون بدانجا رسيد ، سمرقنديان او را اختيارى ندادند . بعضى از عساكر خود به امير شيخ حسن كه عمزاده او بود ، داده مقرر گردانيد كه به كنار آب روند و حصار گرگين « 3 » را محاصره كنند .
و در اثناى اين حال پسر امير خدايداد حسينى بىاجازت امير شيخ نور الدين با لشكر خود متوجه ولايت خود شد . مردم امير شيخ نور الدين متردد شدند و بدين سبب وهنى تمام در حال او پيدا شد و در اين حال امير وفادار را كه در جنگ گرفتار شده بود و مقيد گردانيده مصاحب داشت ، او را به قتل رسانيده به خود متوجه ترمذ گشت و كسان پيش اميرزاده اعظم محمد جهانگير بن اميرزاده محمد سلطان كه در ولايت حصار شادمان بود ، فرستاد و او را تطميع كرده استدعا نمود كه من اين مملكت را از بهر تو گرفتهام و از براى تو شمشير مىزنم و امير صاحب قران - انار اللّه برهانه - به تو وصيت كرده است و اميرزاده اعظم بدان ملتفت نمىشد ، تا چند كرت اين معنى مكرر گردانيد تا امير شيخ نور الدين بعضى از نوكران قديمى
هامش
[ 1 ] . م : كلف پول .
[ 2 ] . ت : رسيد .
[ 3 ] . ت : ندارد .
( 1 ) كلف يا كالف قلعهايست استوار در كنار جيحون همانند شهرى و تا بلخ 18 فرسخ فاصله دارد ، حمد الله مستوفى نزهه ص 192 . - ص 375 / حاشيه : كالف
( 2 ) احسن التواريخ : طغاى بوقا ( ص 71 ) .
( 3 ) حصار گرگين : احتمالا همان حصار گرگن در ماوراء النهر باشد . بارتولد مىنويسد « دربند ( يك روز راه آنسوتر محتملا « آب » گرم ) ( اشاره حافظ ابرو به كنار آب همان آب گرم است ؟ ) و گرگن دو روز راه از قلعه راشت ياد شده است در پايان قرن هشتم ميلادى اعراب به منظور دفاع از ناحيه در برابر تاخت و تاز تركان حصارى در اينجا بنا كردند » - تركستاننامه ص 182 .