تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
كار نيست ، حاكم ما اميرزاده شاهرخ بهادر است . فرزند خود را اينجا گذاشته بود و نايبى نيز نصب فرموده ، شما ايشان را گريزانيدند . ما شما را تا اجازت حاكم ما نباشد ، اختيار نخواهيم داد و تا جان در تن است كوشش خواهيم كرد . بعد از آن استمداد نموده كه هرچند زودتر اين جمعى ضعفا [ 1 ] را از دست ظالمان خلاص دهند . حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه [ تعالى ] ملكه و سلطانه - نوكرى سلطان نام كه به رسوم سفارت و آداب رسالت تحلى « 1 » يافته بود . مصاحب ايشان [ روانه ] گردانيده و ايشان را دلدارى نموده استمالت فرمود و به مواعيد خوب و رسيدن رايات همايون مستظهر گردانيد و بر عقب روان گشت . اركان زمين از بار سلاح مواكب در تزلزل آمده سقف آسمان از زخم نعل مراكب در جنبش . شعر
اذا نحن سرنا بين شرق و مغرب * تحرك يقظان التراب و نايمه « 2 »
* * *
از صف لشكر فكنده جنبش اندر دشت و كوه * وز تف خنجر فكنده جوشش اندر بحر و بر
با چنين لشكرى باد حركت آتش صولت چون آب بر روى خاك روان گشتند و به منزل ججكتو « 3 » رسيدند . باى بخشى نوكر امير شاه ملك برسيد و عرضه داشت امير شاه ملك به عرض رسانيد ، مضمون آنكه مخدوم و مخدوم‌زاده جهان [ 2 ] و جهانيان مغيث الحق و الدين الغ بيك گوركان - خلد اللّه تعالى ملكه - با لشكرها و امرا [ 3 ] در
هامش
[ 1 ] . ت : اين ضعيفان . [ 2 ] . ت : ندارد . [ 3 ] . ت : بامرا و لشكرها . ( 1 ) تحلى : پيرايه بر كردن ( تاج المصادر بيهقى ) ، زيور پوشيدن و آراسته شدن ( آنندراج ) . ( 2 ) - ص 202 . ( 3 ) ججكتو : حافظ ابرو در جغرافياى تاريخى خود آن را بنام : چيچكتو ذكر مىكند كه لنگر و چيچكتو و غرجستان را بعضى تابع بلخ مىدانند و بعضى تابع هرات حافظ ابرو - جغرافياى تاريخى خراسان و نيز - جغرافياى حافظ ابرو - قسمت ربع خراسان - هرات ص 59 بارتولد « چچكتو » ضبط كرده است و مىگويد در ده فرسخى مشرق مرغاب واقع شده بود ، الغ بيك و زمان وى ترجمه احمدىپور ص 247 .